تأثیر سیاست تجاری ترامپ و نوسانات نرخ ارز بر بازار جهانی غلات
یاشار غریبی، تحلیلگر بازار غلات

روی کار آمدن مجدد ترامپ در آمریکا با تأثیرات قابلتوجهی بر سیاستهای تجاری این کشور و بهویژه بر بازارهای جهانی غلات همراه بود. بهطورکلی سیاستهای تجاری ترامپ تأثیرات عمیقی بر بازار جهانی غلات و اقتصاد کشاورزی آمریکا دارد. این تأثیرات شامل تغییر در قیمتها، نوسانات در عرضهوتقاضا و تغییر در روابط تجاری بینالمللی است.
یاشار غریبی، تحلیلگر بازار غلات در این گفتوگو اثر ریاست جمهوری ترامپ بر بازار جهانی غلات و تعرفههای گمرکی جدید روسیه و تصمیمات صادراتی این کشور را برای ما واکاوی نموده است.
غریبی درباره تأثیر دوره ریاست جمهوری ترامپ بر سیاستهای تجاری ایالاتمتحده و بازار جهانی غلات گفت: سیاستهای تجاری دولت ترامپ، شامل اعمال تعرفهها و جنگ تجاری با چین بود که سبب ایجاد نوسانات در بازار جهانی غلات شد، زیرا این سیاستها با افزایش هزینههای صادرات و واردات همراه بود. از سوی دیگر، سیاستهای حمایتگرایانه و یارانههای کشاورزی برای تولیدکنندگان داخلی، رقابتپذیری غلات آمریکا را در بازارهای بینالمللی افزایش داد و موجب کاهش تقاضا برای غلات از تولیدکنندگان دیگر شد. همچنین لغو یا بازنگری توافقنامههای تجاری مانند توافق ترنسپسیفیک نیز بیثباتی بیشتری را به بازار افزود.
وی ادامه داد: با شروع ریاست جمهوری ترامپ و سیاستهای تعرفهای او، انتظار میرفت که کشورهایی مانند کانادا، مکزیک و چین تحت تأثیر مستقیم این سیاستها قرار گیرند. چین، یکی از بزرگترین شرکای تجاری آمریکا، با کاهش خرید محصولات کشاورزی از ایالاتمتحده، نیازهای خود را به بازارهای دیگر مانند برزیل، روسیه یا استرالیا منتقل کرده است. این تغییرات بازار تولیدکنندگان جایگزین را تقویت و رقابت را افزایش داده است.
از سوی دیگر، کاهش تقاضای صادراتی از آمریکا، فشار بر بازار داخلی این کشور را افزایش داد و تأثیرات منفی بر قیمتهای آتی غلات گذاشت. توازن بازار جهانی به نفع کشورهایی که نیاز چین را تأمین میکردند، تغییر کرد. این تغییرات نشاندهنده نیاز به رصد دقیق سیاستهای تجاری ایالاتمتحده و واکنش کشورهای هدف، بهویژه چین است؛ چراکه تغییرات الگوهای تجاری میتواند بهسرعت تأثیرات گستردهای بر بازار جهانی غلات ایجاد کند.
تأثیر تعرفههای گمرکی جدید روسیه و تصمیمات صادراتی این کشور بر بازار جهان
غریبی در ادامه ضمن تشریح تأثیر تعرفههای گمرکی جدید روسیه و تصمیمات صادراتی این کشور بر بازار جهان افزود: پس از آغاز درگیریهای اوکراین و روسیه، دولت روسیه نظام عوارض صادراتی هفتگی را بهصورت مداوم اجرا کرده و محدودیتهای سهمیهبندی صادراتی را در نیمه دوم سال زراعی اعمال کرده است. این سیاستها بهطور مستقیم بر محاسبات واردکنندگان جهانی تأثیر گذاشته و سهم بسزایی در تصمیمگیریهای آنها داشته است.
تمرکز اصلی در بازار روسیه بر گندم است، زیرا این کشور بهعنوان رهبر بازار جهانی گندم، تأثیر قابلتوجهی بر عرضهوتقاضا دارد. افزایش عوارض صادراتی و اعمال محدودیتها، بهویژه در زمانهایی که عرضه از سوی سایر تولیدکنندگان دچار چالش است، میتواند موجب بروز نوسانات شدید در بازار جهانی شود. بااینحال، تجربه نشان داده است سیاستهای روسیه بهگونهای طراحی شدهاند که از دست دادن سهم بازار حداقل باشد. روسیه با حفظ رقابتپذیری در قیمت و کیفیت، توانسته است همچنان در مناقصات بزرگ جهانی سهم قابلتوجهی را محفوظ بدارد و بازارهای کلیدی خود را مدیریت کند. این اقدامات، بهویژه در دورههایی که توازن عرضه در بازار جهانی مختل میشود، تأثیرات عمیقی بر قیمتهای جهانی دارد. واردکنندگان نیز با توجه به تغییرات مداوم در سیاستهای صادراتی روسیه، ناچار به بازنگری در استراتژیهای تأمین خود هستند.
گفتنی است؛ بررسی مداوم سیاستهای تجاری روسیه و واکنش کشورهای واردکننده به این تغییرات، ضروری است، زیرا این سیاستها میتوانند تأثیرات گستردهای بر ساختار رقابتی و پویایی بازار جهانی غلات داشته باشند.
وی درباره نقش نهادهایی مانند اوراسیا و گروه بریکس در بازار غلات اظهار کرد: تحولات اخیر گروه بریکس، بهویژه ایجاد نظام واحد پرداخت میان کشورهای عضو، میتواند وابستگی آنها را به دلار کاهش دهد و مبادلات تجاری آنها را از وابستگی به ارز رایج جهانی آزاد کند. کشورهای عضو بریکس که سهم قابلتوجهی از تولید و تجارت غلات در جهان دارند، در صورت استفاده از چنین نظامی، میتوانند از برخی هزینههای جانبی و ریسکهای مالی مرتبط با معاملات دلاری بکاهند.
با اینحال، تحقق این هدف زمانبر است و به نظر میرسد بیشتر بهعنوان یک چشمانداز بلندمدت مطرح باشد؛ اما به دلیل تأثیر سیاستهای دولتهایی مانند ایالاتمتحده و ازجمله ترامپ، این برنامه میتواند بهسرعت در دستور کار دولتهای عضو قرار گیرد. سیاستهای آمریکا، مانند تحریمهای اقتصادی یا محدودیتهای تجاری، ممکن است انگیزه بیشتری برای کشورهای عضو بریکس ایجاد کند تا وابستگی به دلار را کاهش دهند و از نظام پرداخت مستقل استفاده کنند.
در خصوص اوراسیا، شرایط کمی متفاوت است. کشورهایی که عضو پیمان اوراسیا هستند، ازنظر ساختار اقتصادی و تجاری، تفاوتهای زیادی با بریکس دارند و اثرگذاری آنها بر بازار جهانی غلات بهمراتب کمتر است؛ بنابراین تأثیر تحولات اوراسیا بر بازار جهانی غلات نسبت به بریکس، در این زمینه موضوعیت کمتری دارد.
غریبی در ادامه به تأثیر نوسانات نرخ ارز بر قیمت غلات اشاره کرد و گفت: نوسانات نرخ ارز، بهویژه در کشورهایی مانند روسیه، تأثیر مستقیم بر رقابتپذیری صادرات غلات دارد. تضعیف ارزش روبل در مقابل دلار، همانطور که در حال حاضر نرخ برابری روبل و دلار بالای صد است، میتواند شرایط رقابتیتری برای صادرکنندگان روسی ایجاد کند. این موضوع به این دلیل است که تولیدکنندگان و صادرکنندگان روسی، هزینههای خود را به ارز داخلی محاسبه میکنند، اما صادرات خود را به دلار انجام میدهند که درنتیجه موجب میشود قیمتهای آنها در بازار جهانی جذابتر شود.
بااینحال، چنانچه دامنه نوسانات نرخ ارز زیاد باشد، ممکن است تأثیرات منفی بر معاملات داشته باشد. نوسانات شدید میتوانند موجب بیاعتمادی در بازار شوند و حجم معاملات را کاهش دهند. از سوی دیگر، این بیثباتی ممکن است تأثیر منفی بر عرضه در بازارهای جهانی داشته باشد، چراکه فروشندگان ممکن است برای کاهش ریسکهای مرتبط با نوسانات، صادرات خود را محدود کنند یا قیمتها را افزایش دهند.
درمجموع، تضعیف ارز ملی در کشورهایی مانند روسیه میتواند رقابتپذیری صادرات را در شرایط معمول افزایش دهد، اما پایداری این تأثیر به ثبات نرخ ارز و میزان کنترل دولت بر بازار بستگی دارد.
وی درباره ریسکهای مالی و بانکی ناشی از سیاستهای پولی بانک مرکزی ایران و دیگر کشورها اظهار کرد: سیاستهای پولی و مالی، بهویژه تغییرات در نرخ بهره و تصمیمات بانکهای مرکزی مانند فدرال رزرو، تأثیرات عمیقی بر بازار غلات جهانی دارند. افزایش نرخ بهره در ایالاتمتحده از سوی فدرال رزرو، جذابیت دلار را برای سرمایهگذاران افزایش میدهد که میتواند جریان سرمایه را از بازارهای نوظهور به سمت آمریکا هدایت کند. این موضوع سبب کاهش نقدینگی در بازارهای جهانی شده و هزینههای تأمین مالی برای واردکنندگان و صادرکنندگان غلات را افزایش میدهد.
در ایران، تفاوت میان نرخ ارز رسمی و نرخ بازار آزاد یکی از بزرگترین چالشها در حوزه تجارت بینالمللی است. این تفاوت نرخ ارز، پیچیدگیهای مالی و ریسکهای مضاعفی برای صادرکنندگان و واردکنندگان ایجاد میکند. از سوی دیگر، محدودیتهای بانکی ناشی از تحریمها و مشکلات در دسترسی به شبکههای مالی بینالمللی، توانایی فعالان بازار را برای مدیریت ریسکها و کاهش هزینهها بهشدت محدود کرده است.
سیاستهای پولی بانک مرکزی ایران نیز تأثیر مستقیمی بر عملیات تجاری دارد. افزایش نرخ بهره داخلی ممکن است هزینه تأمین مالی را برای واردکنندگان و صادرکنندگان افزایش دهد، درحالیکه کاهش آن میتواند نقدینگی بیشتری را به بازار وارد کند. بااینحال، اجرای سیاستهای پایدار و ایجاد ثبات در بازار ارزی برای کاهش ریسکهای تجاری ضروری است.
درنهایت، ترکیب این عوامل نشان میدهد که سیاستهای بانکهای مرکزی، چه در سطح جهانی و چه در سطح ملی، تأثیر عمیقی بر هزینهها و ریسکهای مرتبط با تجارت غلات دارند. مدیریت این ریسکها و انطباق با تغییرات سریع در محیط مالی، برای فعالان بازار از اهمیت حیاتی برخوردار است.
غریبی در بخش دیگر گفتوگو ضمن اشاره به نقش شرکتهای بزرگ در بازار غلات و تأثیر شرایط اقلیمی گفت: شرکتهای بزرگ تولیدکننده و صادرکننده غلات همواره در بازار حضور دارند، چه در دورههای رونق و چه در دورههای رکود. برخلاف تصور رایج، این شرکتها تنها در زمانهایی که تقاضا افزایش مییابد یا بازار در روند صعودی قرار دارد، فعال نمیشوند. ماهیت فعالیت این شرکتها بهگونهای است که معمولاً بر معاملات بلندمدت تمرکز دارند و حضور مستمر در بازار دارند.
بااینحال، سیاستهای عرضه آنها میتواند بسته به رفتار بازار و شرایط اقتصادی و اقلیمی متفاوت باشد. این شرکتها ممکن است در زمانهایی که بازار تحتفشار است، با تنظیم حجم عرضه و زمانبندی ارائه محصولات، به مدیریت بهتر تقاضا و قیمت کمک کنند. بهعبارتدیگر، سیاستهای محافظهکارانه در عرضه ممکن است برای حفظ پایداری بازار و جلوگیری از افت شدید قیمتها به کار گرفته شود.
همچنین شرایط اقلیمی و وضعیت جوی تأثیر مستقیمی بر فعالیت این شرکتها دارد. برای مثال، کاهش بارندگی یا خشکسالی میتواند تولید غلات در مناطقی مانند آرژانتین یا برزیل را کاهش دهد. همانطور که پیشبینی میشود امسال برداشت ذرت و سویا در آرژانتین به دلیل شرایط جوی نامساعد کمتر از حد معمول باشد. این کاهش تولید ممکن است به کاهش عرضه از آمریکای جنوبی منجر شود و افزایش قیمتها در بازار جهانی را رقم بزند.
شرکتهای بزرگ علاوه بر شرایط جوی و اقلیمی، سیاست دولتها، تغییرات در نظامهای پولی و مالی و توازن عرضهوتقاضا را نیز عواملی کلیدی در تعیین حجم و میزان عرضه خود در نظر میگیرند. این عوامل در کنار هم نقش تعیینکنندهای در تنظیم استراتژیهای این شرکتها دارند و میتوانند بر نحوه ورود آنها به بازار و مدیریت عرضه تأثیر بگذارند.
وی در پایان درباره وضعیت بازار جهانی غلات با توجه به شرایط اقتصادی و سیاستهای جهانی تصریح کرد: در خصوص پیشبینی وضعیت بازار جهانی غلات، باید ابتدا به سیاستهای دولت ترامپ در دوره آغازین ریاست جمهوری او توجه کرد. رفتار دولت ترامپ نسبت به متحدان، مخالفان و سیاستهای تجاری متقابل کشورها در هفتههای اول میتواند تأثیر مهمی بر نرخهای برابری ارز و سیاستهای کشورهای دیگر داشته باشد. به نظر میرسد بازار جهانی غلات در سه ماه نخست سال جاری میلادی، با دقت سیاستهای ترامپ را دنبال میکند. این تأثیر بهویژه در رابطه با چین که یکی از بزرگترین واردکنندگان غلات است، بسیار مهم به نظر میرسد.
در کنار سیاستهای جهانی، شرایط جوی و وضعیت کاشت در نیمکرههای شمالی و جنوبی نیز نقش کلیدی در تنظیم عرضهوتقاضای جهانی غلات دارد. در نیمکره جنوبی، برداشت محصولات در حال انجام است و در نیمکره شمالی، برنامهریزی برای کاشت در حال شکلگیری است.




