دریاچه ارومیه در مرز امید و هشدار؛ بارشهای خوب اما ناکافی برای احیای کامل
گفتوگوی اختصاصی نگاشته با محمد درویش، فعال و کنشگر محیطزیست

دریاچه ارومیه که در سالهای اخیر با خشکسالی، کمبود آب و خطر نابودی کامل مواجه بوده، امسال با بارشهای قابلتوجهی روبهرو شده و گزارشها از بهبود نسبی وضعیت آن خبر میدهند. بااینحال، کارشناسان تأکید میکنند این بارشها برای احیای پایدار کافی نیست.
به گفته محمد درویش، فعال محیط زیست، اگرچه روند آبگیری نسبت به 6 سال گذشته مطلوبتر شده، اما تراز اکولوژیک هنوز به سطح استاندارد نرسیده و موانعی مانند سدسازی گسترده و برداشتهای بیرویه آب، مانع اصلی رسیدن حقآبه به دریاچه هستند.
دریاچه در مسیر احیاء؛ ۳ میلیارد مترمکعب آب، اما هنوز ناپایدار
درویش ابتدا در خصوص وضعیت کنونی دریاچه ارومیه گفت: در حال حاضر دریاچه توانسته چیزی حدود 3 میلیارد مترمکعب آبگیری کند. در طول 6 سال اخیر تابهحال، دریاچه چنین حجمی از آب را تجربه نکرده بود و به نسبت 6 سال گذشته، وضعیت دریاچه نسبتاً مطلوب شده و تراز آن به 1270.75 رسیده است.
نکته قابلتوجه این است که تراز اکولوژیک دریاچه ارومیه حداقل باید حدود 4 متر بیشتر از این رقم یعنی 1274.10 باشد. ما هنوز تا رسیدن به شرایط نرمال دریاچه، فاصله زیادی داریم. بهخصوص آنکه در دهه 1370، حجم آب دریاچه در ترسالی 33 میلیارد مترمکعب برآورد شد و در آن سال به 1278 متر سطح ترازش رسید.
وی در ادامه تصریح کرد: بنابراین نباید مردم را بیشازحد نسبت به احیای دریاچه ارومیه امیدوار کرد و طوری صحبت کرد که گویا دریاچه احیا شده است و دیگر مشکلی نیست. حق آبه دریاچه حدود 3.4 میلیارد مترمکعب در سال است که این حق آبه حداقل باید برای 6 تا 7 سال به آن تعلق بگیرد تا امیدوار باشیم که دیگر خشک نخواهد شد.
این فعال محیط زیست با بیان اینکه امسال ما یک دوره ترسالی فوقالعاده داشتیم، افزود: میانگین بارندگی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه، شامل استانهای آذربایجان شرقی، غربی و کردستان حدود 20 تا 25 درصد بیشتر از میانگین درازمدت 57 ساله بوده است. این شرایط رؤیایی سبب شده است که دریاچه امسال شاهد افزایش سطح آب خود باشد؛ اما بهمحض گرمتر شدن هوا و افزایش استفاده از آب در بخش کشاورزی، انتظار میرود که دریاچه به سمت خشک شدن، میل پیدا کند.
مگر اینکه حقآبه آن داده شود و سدهایی که روی 14 رودخانه منتهی به دریاچه ارومیه وجود دارند، بعد از آب شرب و پیش از کشاورزی و صنعت، اولویت را به حقآبه دریاچه ارومیه بدهند. اگر این اتفاق نیفتد و بندهای مربوط به ستاد احیای دریاچه ارومیه که در سال 1392 تصویب شد، اجرایی نشود، ما نمیتوانیم بهصورت پایدار انتظار احیای دریاچه را داشته باشیم.
لایروبی کافی نیست؛ بحران کمبود آب در ورودیها
درویش در پاسخ به این پرسش که لایروبی رودخانههایی که در اصل درونریز دریاچه هستند، تا چه حد تأثیرگذارند، اظهار کرد: عملیات لایروبی قطعاً مؤثر است و ما نمیتوانیم تأثیر آن را انکار کنیم. بااینحال، اصل ماجرا در این است که باید آبی وجود داشته باشد تا وارد دریاچه شود. حتی در حوضه آبخیز باراندوز که تنها رودخانهای است که روی آن سد ساخته نشده است، متأسفانه در فصل کشاورزی، آبی از آن به دریاچه نمیریزد، زیرا بهقدری انشعابات کشاورزی مختلف از این رودخانه گرفته شده است که عملاً هیچ آبی به دریاچه نمیرسد.
وی در ادامه تصریح کرد: در حال حاضر، 103 سد بزرگ و کوچک مخزنی از سوی وزارت جهاد کشاورزی ساخته شده است و درمجموع حجم مخازن این سدها 4.7 میلیارد مترمکعب است. درحالیکه حقآبه دریاچه 3.4 میلیارد متر مکعب است و برای همین این سدها، بسیار بیشتر از حقآبه دریاچه، مانع ورود آب به دریاچه میشوند. بر این اساس، مطابق ستاد احیای دریاچه ارومیه، این سدها میبایست دریچههای خود را باز کنند و اجازه دهند تا به اندازه 3.4 میلیارد مترمکعب آب وارد دریاچه شود.
علاوه بر این موارد، ما طرح دیگری با هدف انتقال ظرفیت 600 میلیون مترمکعب آب از رودخانه زاب و از طرف سد کانی سیب به دریاچه را اجرا کردهایم که در صورت اضافه کردن این مورد، وضعیت دریاچه بسیار بهتر میشود. بااینحال، طبق آخرین اطلاعاتی که دارم، بخش قابلتوجهی از این مقدار نیز به دریاچه نمیرسد و در میانه راه برای مصارف کشاورزی استفاده میشود.
کشاورزی پرمصرف در حوضه دریاچه؛ افزایش دو برابری اراضی
این فعال و متخصص محیطزیست در خصوص زمینهای کشاورزی که از طریق رودخانههای در مسیر دریاچه ارومیه تغذیه میشوند، توضیحات جالبی دارد؛ در دهه 1370 وسعت اراضی کشاورزیمان در این منطقه، 320 هزار هکتار بود و عمدتاً محصولاتی مانند سیب، انگور و چغندرقند در این اراضی به عمل میآمد.
از این میان، دو محصول سیب و چغندرقند محصولات پرآبی هستند. در حال حاضر نیز آن 320 هزار هکتار به 680 هزار هکتار افزایش پیدا کرده است؛ یعنی 360 هزار هکتار به وسعت اراضی کشاورزی در این منطقه اضافه شده است که عمدتاً زمینهای مربوط به باغهای سیب هستند. این در حالی است که هر هکتار باغ سیب 5 برابر هر هکتار باغ انگور آب مصرف میکند؛ موضوعی که ابعاد این فاجعه را افزایش میدهد.
راه نجات دریاچه ارومیه چیست؟ کاهش مصرف آب به نصف
درویش همچنین به راهکارهای مؤثر احیای دریاچه اشاره کرد و گفت: ما در حدود 7 میلیارد مترمکعب آب قابلاکتساب در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه داریم، چنانچه بحث گرمای جهانی و تغییرات آب و هوایی را نیز در نظر بگیریم، میتوان گفت، 15 درصد این رقم نیز کم میشود.
وی ادامه داد: از سوی دیگر ما طرح انتقال آب از رودخانهها را نیز اجرا کردهایم که طبق محاسباتی که انجام دادهایم، این میزان نیز باید رقمی حدود 7 میلیارد مترمکعب باشد. اگر 3.4 میلیاردمترمکعب آن را برای حقآبه کنار بگذاریم، 3.6 میلیارد مترمکعب دیگر باقی میماند و از این مقدار 600 میلیون مترمکعب آن، میبایست برای آب شرب مردم حوضه آبخیز دریاچه ارومیه استفاده شود و صنعت کشاورزی در حد 3 میلیارد مترمکعب میتواند به حیات خود در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه ادامه دهد.
یعنی شرط بقای این حوضه، آن است که ما مصرف آب در بخش کشاورزی را که در حال حاضر، رقمی بالغبر 6 میلیارد مترمکعب است، به 3 میلیارد مترمکعب کاهش دهیم. این موضوع حتی در سند ملی امنیت غذایی نیز مورد تصویب قرار گرفته و دولت موظف است مصرف آب در بخش کشاورزی را کاهش دهد. برای این کار، ما باید معیشت جایگزین برای مردم اطراف دریاچه ارومیه در نظر بگیریم و درآمدهای جدیدی را متناسب با پتانسیلهای موجود، برای مردم این ناحیه تعیین کنیم.
درویش در ادامه گفتوگو تصریح کرد: حوضه آبخیز دریاچه ارومیه با چند کشور همجوار است، جمهوری آذربایجان، نخجوان، ارمنستان، ترکیه، سلیمانیه و قسمت کردنشین عراق فرصتهای تجاری بسیاری دارند و با رونق کسبوکارهای تجاری میتوان کاری کرد که دیگر تمام راهها به توسعه فعالیت کشاورزی ختم نشود.
وی با بیان اینکه اقدام مؤثر دیگر، سرمایهگذاری بر اتصال پنلهای انرژی خورشیدی در این منطقه است، افزود: این اقدام در برخی قسمتهای کشور ترکیه نیز انجام گرفته است و روستاییانی که این پنلهای خورشیدی را دریافت میکنند، میتوانند درآمد مشخصی داشته باشند و ماهانه برق مازاد خود را به دولت بفروشند و از محل این درآمد، از آنها بخواهیم دیگر به فکر توسعه اراضی کشاورزی خود نباشند.
این فعال محیط زیست ادامه داد: راهکار دیگری که شاید مفید به نظر برسد، استفاده از صنایع هایتک و استفاده از روشهایی مانند هیدروپونیک در بخش باغداری است که میتواند مصرف آب در بخش کشاورزی را به حداقل برساند. بهاینترتیب، ما میتوانیم حقآبه دریاچه را که 3.4 است، تحت شرایط خاصی تأمین کنیم.
اشتباه راهبردی آب در ایران؛ توسعه بدون توجه به اقلیم
درویش در خصوص مشکل اصلی خشکی دریاچهها و شرایطی که در سالهای اخیر در کشور به وجود آمده، تبیین کرد: ما در کشوری زندگی میکنیم که میانگین ریزشهای آسمانی آن دستکم یکسوم کمتر از میانگین جهانی و تبخیرش دو برابر بیشتر است؛ بنابراین نباید تمام تخممرغها را در یک سبد قرار دهیم و همواره چشممان به آسمان باشد.
کوبیدن بر طبل وابستگی معیشتی بر منابع آبوخاک، اشتباه اصلی ما بود. ما نباید فکر میکردیم که از طریق صادرات محصولات کشاورزی میتوانیم تولید پول کنیم. در اصل، انتخاب استراتژی کشورمان نادرست بود. ما باید سراغ مزیتهایی میرفتیم که نیازی به استفاده بیشازحد از اندوختههای آبی کشور نداشته باشد.
وی در بخش پایانی این گفتوگو خاطرنشان کرد: بهعنوان کشوری که دسترسی آزاد به آبهای آزاد دارد، ازنظر ترانزیت و بازرگانی، حرفهای زیادی برای گفتن داریم. ضمن آنکه زیرساختهای توسعه گردشگری طبیعی، تاریخی، فرهنگی، گردشگری سلامت، اتصال انرژیهای تجدیدپذیر مانند انرژی خورشیدی، بادی، زمینگرمایی مزیت اصلی کشور ما محسوب میشوند.
درخصوص دریاچه ارومیه نیز ما زمانی میتوانیم بهطور کامل نگران نابودی و خشکی کامل آن باشیم که 14 رودخانهای که به سمت دریاچه حرکت میکنند نیز بدون آب باشند. خوشبختانه این رودخانهها هنوز آب دارند، بااینحال، ما با احداث 103 سد و حفر بیش از 90 هزار حلقه چاه، عملاً اجازه رسیدن آب به دریاچه را نمیدهیم؛ بنابراین چنانچه مدیریت صحیحی در این بخش اجرا شود، میتوانیم دریاچه را احیا کنیم و بهطور پایدار زنده نگه داریم.
به گفته محمد درویش، فعال محیط زیست، اگرچه روند آبگیری نسبت به 6 سال گذشته مطلوبتر شده، اما تراز اکولوژیک هنوز به سطح استاندارد نرسیده و موانعی مانند سدسازی گسترده و برداشتهای بیرویه آب، مانع اصلی رسیدن حقآبه به دریاچه هستند.


