افراشتهپور: در غیاب کشتیرانی ایرانی، حملونقل غلات در بحران متوقف میشود
امیرحسین افراشتهپور، معاون بازرگانی هلدینگ افرا

در شرایطی که تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک کشور، چالشهای جدی در حوزه امنیت غذایی ایجاد کرده بود، مسئله ریسکپذیری حملونقل دریایی بیش از هر زمان دیگری برای واردکنندگان آشکار شد. در این میان، هشدارهای جدی درباره توقف کشتیهای خارجی در آبهای بینالمللی، اعتصاب خدمه و اجتناب از ورود به بنادر جنوبی، زنگ خطری برای وابستگی ایران به ناوگان غیرداخلی به صدا درآمد. امیرحسین افراشتهپور، معاون بازرگانی هلدینگ افرا، در گفتوگوی اختصاصی با نگاشته، از تجربه روزهای بحرانی در تأمین غلات، ناتوانی سیاستهای ارزی، و مطالبه کلیدی برای نجات امنیت غذایی کشور سخن گفت: «وقت آن رسیده که ایران در ناوگان فلهبر سرمایهگذاری کند. «
سرمایهگذاری در کشتیرانی ایرانی یک الزام است، نه انتخاب
پس از تجاوز اسرائیل به خاک ایران، شوکی به زنجیره تأمین غلات وارد شد که اگرچه کوتاه بود، اما هشدارهای جدی در دل خود داشت. افراشتهپور با اشاره به شرایط پیشآمده اعلام کرد: برخی کشتیها که آماده تخلیه بودند، بهدلیل محدودیت در تردد از تنگه هرمز، امکان پهلودهی نیافتند و حتی در خارج از خلیج فارس متوقف شدند. خلأ کمبود غلات هرچند کوچک بود، اما حیاتی بود و وظیفه فعالان حوزه تأمین غلات بود که در کوتاهترین زمان، ذخایر استراتژیک را به حالت پیش از بحران بازگردانند.
این فعال صنعت غلات با اشاره به اینکه مسئله فراتر از یک هشدار کوتاهمدت بود، افزود: ریسکهای حملونقل دریایی بهطور ناگهانی از حالت فرضی به تهدیدی واقعی تبدیل شدند. شرکتهای بینالمللی کشتیرانی با تاکید بر بند فورس ماژور قراردادهای حمل، حاضر به ورود به آبهای ایران نبودند، حال آنکه آبهای جنوب منطقه جنگی نبود و هیچ هشداری درخصوص حملات جنگی در این منطقه اعلام نشده بود. برخی کشتیها در وسط دریا متوقف شدند و خدمه حاضر به ورود به سواحل کشور نشدند. حتی برخی شرکتها مجبور شدند پرسنل کشتی را تعویض کنند تا بتوانند مسیر را ادامه دهند. افراشتهپور گفت: ما به یک واقعیت تلخ پی بردیم؛ در زمان بحران، جامعه جهانی از آبهای ما دوری میکند. این یعنی اگر زیرساخت حملونقل فلهبر داخلی نداشته باشیم، در زمان نیاز دستمان بسته خواهد بود.
وی تأکید کرد که زمان آن فرا رسیده که در زنجیره ارزش ملی نگاه ویژهای به توسعه ناوگان ملی حملونقل دریایی صورت گیرد و در زیرساختهایی مانند کشتیهای فلهبر ایرانی سرمایهگذاری شود. نباید انتقال بار استراتژیک مثل غلات را به خارجیها واگذار کنیم. سرمایهگذاری در کشتیرانی ایرانی یک الزام است، نه انتخاب.
بیثباتی سیاست ارزی؛ مانعی بزرگ بر سر راه تجارت غلات
در کنار تهدیدات حملونقل، بزرگترین مانع واردکنندگان بیثباتی در تخصیص ارز است. افراشتهپور درباره این موضوع گفت: تخصیص ارز همچنان با شفافیت همراه نیست؛ هیچکس نمیداند چه زمانی، با چه نرخی و چه حجمی به واردکننده ارز تعلق میگیرد. این امر برنامهریزی برای ماههای آینده را بسیار دشوار کرده است. بهتازگی نیز شایعاتی درباره حذف ارز ترجیحی مطرح شده بود که عملاً مقوله فروش را با چالش جدی کرده، چون واردکننده نمیداند پس از فروش، دولت قرار است با چه نرخ ارزی پول را تسویه کند. از سوی دیگر، بخشنامههای متناقض و گاه ناسازگار بین نهادهای مختلف باعث شده بود واردکننده بیشتر در حال خواندن آییننامه و گرفتن مجوز باشد تا درگیر رقابت و اقتصاد!
مزارع روسیه، پتانسیلی بالقوه برای سرمایهگذاران کشت فراسرزمینی
با وجود مشکلات، اقدامات دولت در دوره تجاوز ۱۲ روزه اسرائیل برای تسهیل فرآیند ترخیص کالاها در بنادر مؤثر بود. افراشتهپور از اجرای دقیق بخشنامهای سخن گفت که اجازه ترخیص کامل کالاها را حتی بدون تخصیص کامل ارز صادر کرد. وی توضیح داد: «در گذشته فقط ۹۰ درصد کالا را میشد با ارائه اسناد ترخیص کرد و ۱۰ درصد باید در بندر باقی میماند، اما دولت در طول این ۱۲ روز، اجازه داد همه بار ترخیص و به نقاط مصرف منتقل شود. این تصمیم هوشمندانهای بود که هم به تنظیم بازار کمک کرد و هم باعث رفع مشکلات رسوب کالا در بنادر شد.»
افراشتهپور همچنین به توسعه افق نگاه شرکتهای ایرانی اشاره کرد. بسیاری از واردکنندگان زنجیره ارزش خود را از داخل ایران به آبهای بینالمللی و به سایر کشورهای تولیدکننده گسترش دادهاند. او مثال زد: «در روسیه امکان سرمایهگذاری مستقیم در تولید غلات برای ایران وجود دارد. با کشاورزان روس قرارداد بسته میشود تا در قالب کشت فراسرزمینی غلات تولید شود. این یعنی از مرحله کشت تا واردات، کل زنجیره را میتوان مدیریت کرد. «
وی تأکید کرد که تحقق این راهکارها تنها با رفع موانع ثبت سفارش، تخصیص ارز و ایجاد ثبات در تصمیمگیری امکانپذیر است.
ما یک درخواست بیشتر نداریم: بازار آزاد!
در پاسخ به سؤال درباره مطالبه اصلی فعالان صنعت غلات، افراشتهپور صراحتاً بیان کرد: «ما یک درخواست بیشتر نداریم: بازار آزاد! «
به گفته وی، مشکل از جایی آغاز شده بود که بخشنامههای پیدرپی و قوانین خلقالساعه، رقابت را از بازار گرفتهاند، در حالی که بازار باید خودش کار خودش را انجام دهد. هیچ مدیری به اندازه عرضه و تقاضا هوشمند نیست. اگر دولت بازار را آزاد بگذارد، تأمینکنندگان بخش خصوصی، در زمان کمبود، محصول مورد نیاز را وارد میکنند و در زمان وفور، واردات را کاهش میدهند. قیمت هم خودش را تنظیم میکند.
او نتیجه این رقابت آزاد را به نفع مصرفکننده دانست و خاطرنشان کرد: وقتی واردکنندگان با هم رقابت کنند، قیمت شکسته میشود و مصرفکننده با کمترین هزینه، بهترین کیفیت را دریافت میکند. ولی تا وقتی بخشنامهها بهصورت مداوم و موازی صادر میشود، شرکتها و گروههای خاص تنها به دنبال منافع خود در میان بخشنامهها میگردند و بهجای رقابت اقتصادی، در بروکراسی اداری درگیر خواهند شد.




