حذف ارز ترجیحی؛ نقطه عطف یا نقطه فشار برای صنعت روغن؟
روابط عمومی گروه صنایع غذایی آس پاسخ میدهد
صنعت روغن خوراکی، یکی از ارکان راهبردی زنجیره تأمین امنیت غذایی کشور، طی سالهای اخیر بیش از از صنایع دیگر تحت تأثیر تحولات اقتصادی، تغییرات سیاستهای ارزی و نوسانات بازارهای جهانی قرار گرفته است. حذف ارز ترجیحی، در کنار چالشهای تأمین مواد اولیه، تأمین مالی و مدیریت زنجیره تأمین، معادلات این صنعت را وارد مرحلهای تازه کرد و تولیدکنندگان را با واقعیتهای جدیدی روبهرو نمود. بررسی پیامدهای این تحولات و الزامات حفظ پایداری تولید، میتواند تصویری روشن از فرصتها، چالشها و نیازهای امروز صنعت روغن ارائه دهد.
آنچه در ادامه میخوانید، حاصل گفتوگو با روابط عمومی گروه صنایع غذایی آس درباره مهمترین مسائل، دغدغهها و چشمانداز پیشروی صنعت روغن کشور است.
حذف ارز ترجیحی را میتوان یکی از مهمترین تصمیمات اقتصادی سالهای اخیر در حوزه کالاهای اساسی دانست. اگرچه هدف این سیاست، اصلاح ساختار اقتصادی، کاهش رانت و واقعیسازی قیمتها بود، اما اجرای آن بدون فراهم شدن زیرساختهای لازم، فشار قابلتوجهی بر زنجیره تأمین، تولید و توزیع صنعت روغن وارد کرد. این صنعت به دلیل وابستگی قابلتوجه به واردات مواد اولیه، همواره از سیاستهای ارزی تأثیر پذیرفته است و با حذف ارز ترجیحی، هزینه تأمین روغن خام، دانههای روغنی، مواد اولیه بستهبندی، حملونقل، قطعات یدکی و سایر نهادههای تولید به شکل چشمگیری افزایش یافت.
پیامد طبیعی این شرایط، افزایش قابلتوجه نیاز واحدهای تولیدی به سرمایه در گردش بود. کارخانهها برای حفظ همان سطح از تولید گذشته، بهمراتب به منابع مالی بیشتری نیاز پیدا کردند، درحالیکه دسترسی به این منابع، متناسب با رشد هزینهها فراهم نبود. سرمایهای که پیشتر پاسخگوی چندین دوره تولید بود، امروز تنها بخش محدودی از نیاز تولید را پوشش میدهد و بسیاری از بنگاهها را ناگزیر به استفاده از منابع بانکی یا جذب سرمایههای جدید کرده است؛ اقدامی که هزینههای مالی قابلتوجهی را نیز به همراه داشته است.
نبود ثبات در فضای اقتصادی؛ مهمترین دغدغه صنعت روغن
در کنار این موضوع، نوسانات مستمر نرخ ارز، تغییرات قیمت جهانی روغن خام، افزایش هزینههای انرژی، حملونقل و بستهبندی، برنامهریزی بلندمدت را برای تولیدکنندگان بیش از گذشته دشوار کرده است. ازاینرو، مهمترین دغدغه فعالان صنعت، تنها افزایش هزینهها نیست، بلکه نبود ثبات در فضای اقتصادی و دشواری پیشبینی آینده بازار است؛ موضوعی که تصمیمگیریهای راهبردی، مدیریت سرمایه و برنامهریزی تولید را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
افزایش قیمت تمامشده محصولات نیز بهطور مستقیم بر قدرت خرید خانوارها اثر گذاشته است. روغن خوراکی از کالاهای اساسی سبد مصرف خانوار به شمار میرود و هرگونه افزایش قیمت آن، الگوی مصرف جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین فضایی، حفظ تعادل میان کیفیت، قیمت و استمرار تولید، به یکی از مهمترین مسئولیتهای تولیدکنندگان تبدیل شده است. هرچند بازار بهتدریج از التهاب اولیه فاصله گرفته و تا حدودی با شرایط جدید سازگار شده است، اما پایداری این آرامش همچنان به مدیریت صحیح سیاستهای ارزی، تأمین مستمر مواد اولیه و حمایت منطقی از تولیدکنندگان داخلی وابسته است.
در گروه صنایع غذایی آس نیز همواره تلاش شده است با مدیریت هوشمندانه موجودی مواد اولیه، برنامهریزی دقیق خرید، افزایش بهرهوری خطوط تولید، کنترل هزینههای عملیاتی و بهینهسازی فرآیندها، آثار ناشی از این تحولات به حداقل برسد. باوجوداین، استمرار تولید در شرایط کنونی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند همراهی سیاستگذاران و ایجاد فضایی باثبات و قابلپیشبینی برای فعالیتهای اقتصادی است.
در کنار پیامدهای ناشی از حذف ارز ترجیحی، سیاستهای دولت در حوزه مالیات، تأمین ارز و واردات مواد اولیه نیز نقشی تعیینکننده در عملکرد این صنعت ایفا میکند. اگرچه طی سالهای اخیر تلاشهایی برای مدیریت بازار کالاهای اساسی صورت گرفته است، اما از نگاه فعالان صنعت، همچنان فاصله محسوسی میان سیاستهای اجرایی و نیازهای واقعی بخش تولید وجود دارد. یکی از مهمترین دغدغهها، فرآیند تأمین ارز و زمانبندی تخصیص آن است؛ زیرا هرگونه تأخیر در تأمین ارز یا ترخیص مواد اولیه، مستقیماً بر برنامه تولید کارخانهها اثر گذاشته و هزینههای مضاعفی را به واحدهای تولیدی تحمیل میکند.
در حوزه مالیاتی نیز انتظار میرود برای صنایع تولیدکننده کالاهای اساسی، سیاستهای حمایتی مؤثرتری در نظر گرفته شود؛ چراکه این صنایع، علاوه بر نقش اقتصادی، مسئولیت مهمی در حفظ امنیت غذایی کشور بر عهده دارند. ثبات در مقررات واردات، شفافیت در تصمیمگیریها و پرهیز از تغییرات ناگهانی بخشنامهها نیز ازجمله عواملی است که میتواند فضای فعالیت تولیدکنندگان را مطمئنتر و امکان برنامهریزی بلندمدت را فراهمتر کند.
تجربه سالهای اخیر، از همهگیری کرونا تا نوسانات اقتصادی و تنشهای منطقهای، نشان داده است صنعت روغن ایران از ظرفیت مناسبی برای مدیریت بحران برخوردار است. هرچند وابستگی به واردات مواد اولیه همچنان یکی از نقاط آسیبپذیر این صنعت محسوب میشود، اما تجربه و توان مدیریتی تولیدکنندگان داخلی موجب شده است بازار کشور در بسیاری از مقاطع حساس، با کمترین اختلال به فعالیت خود ادامه دهد.
مدیریت ریسک؛ راهبردی کلان در صنایع غذایی آس
در گروه صنایع غذایی آس نیز مدیریت ریسک همواره بخشی از راهبردهای کلان شرکت بوده است. تنوعبخشی به منابع تأمین مواد اولیه، افزایش ذخایر استراتژیک، برنامهریزی دقیق خرید، توسعه زیرساختهای انبارداری، کنترل مستمر موجودی کالا و بهینهسازی فرآیندهای تولید، ازجمله اقداماتی است که نقش مؤثری در افزایش تابآوری مجموعه در شرایط بحرانی داشته است. بااینحال، امنیت پایدار زنجیره تأمین صرفاً با تلاش تولیدکنندگان محقق نمیشود و نیازمند همکاری مؤثر دولت، شبکه بانکی، گمرک، نظام حملونقل و سایر نهادهای مرتبط است. هرچه این هماهنگی بیشتر باشد، توان صنعت برای مدیریت بحران و حفظ پایداری بازار نیز افزایش خواهد یافت.
ثبات در تولید؛ اولویت اساسی در صنعت روغن
چنانچه قرار باشد تنها یک اولویت اساسی برای حمایت از صنعت روغن تعیین شود، بدون تردید آن اولویت، ایجاد ثبات در سیاستهای اقتصادی مرتبط با تولید خواهد بود. تولیدکننده بیش از هر چیز به محیطی نیاز دارد که بتواند بر اساس آن برنامهریزی کند و چشماندازی روشن برای سرمایهگذاری، تأمین مواد اولیه و توسعه فعالیتهای خود ترسیم نماید. ثبات در سیاستهای ارزی، تسهیل و تسریع فرآیند تأمین مواد اولیه، دسترسی مناسب به سرمایه در گردش، کاهش بروکراسی اداری و پرهیز از تصمیمات مقطعی، مهمترین عواملی هستند که میتوانند مسیر رشد و توسعه این صنعت را هموار سازند.
توسعه کشت دانههای روغنی؛ مجالی برای تقویت امنیت غذایی
در کنار این اقدامات، توسعه کشت دانههای روغنی در داخل کشور باید بهعنوان یک راهبرد ملی و بلندمدت دنبال شود تا ضمن کاهش وابستگی به واردات، امنیت غذایی کشور نیز بیشازپیش تقویت شود. صنعت روغن یکی از ارکان اصلی زنجیره تأمین مواد غذایی کشور است و هر میزان که از ثبات، حمایت و برنامهریزی بلندمدت بیشتری برخوردار باشد، آثار مثبت آن نهتنها در افزایش توان تولیدکنندگان، بلکه در امنیت غذایی، اشتغال، ثبات بازار و رفاه مصرفکنندگان نیز بهروشنی نمایان خواهد شد. ازاینرو، حمایت هدفمند از صنعت روغن را باید سرمایهگذاری برای آینده اقتصاد و امنیت غذایی کشور دانست، نه صرفاً حمایت از یک بخش تولیدی.



