مدیریت ریسکنهاده های دامی

آینده صنعت پروتئین ایران؛ خوداتکایی راهبردی یا تداوم وابستگی؟

مدیرعامل و عضو هیئت‌مدیره افراپروتئین

صنعت دام، طیور و آبزیان ایران با مجموعه‌ای از چالش‌های به‌هم‌پیوسته از جمله وابستگی به واردات نهاده، نوسانات ارزی، محدودیت منابع آبی، هزینه‌های بالای تولید و دشواری تأمین سرمایه روبه‌روست؛ مسائلی که نه‌تنها بر قیمت تمام‌شده محصولات پروتئینی اثر می‌گذارند، بلکه پایداری تولید و امنیت غذایی کشور را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. در چنین شرایطی، کاهش وابستگی به منابع خارجی، افزایش بهره‌وری و اصلاح سازوکارهای تأمین و تولید، از مهم‌ترین مطالبات و ضرورت‌های این بخش به شمار می‌روند.

قربانعلی شاعری، مدیرعامل و عضو هیئت‌مدیره افراپروتئین، در گفت‌وگو با نگاشته، با اشاره به مهم‌ترین چالش‌های صنعت پروتئین کشور، بر ضرورت مدیریت ریسک در زنجیره تولید، کاهش وابستگی به واردات و توجه هم‌زمان به نهاده، ژنتیک، فناوری و منابع مالی تأکید کرد.

وابستگی به نهاده؛ حلقه آسیب‌پذیر تولید پروتئین

یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت دام، طیور و آبزیان، وابستگی به واردات مواد اولیه خوراک است. بخش قابل‌توجهی از نیاز کشور به نهاده‌هایی مانند ذرت و کنجاله سویا از طریق واردات تأمین می‌شود و به همین دلیل، تغییرات نرخ ارز، هزینه حمل‌ونقل، سیاست‌های تجاری و تحولات بازارهای جهانی مستقیماً بر هزینه تولید اثر می‌گذارد.

شاعری با اشاره به این موضوع اظهار کرد: هرگونه تغییر در نرخ ارز، سیاست‌های تجاری و هزینه حمل‌ونقل می‌تواند هزینه تولید پروتئین در ایران را تحت تأثیر قرار دهد. ازاین‌رو، تنوع‌بخشی به منابع تأمین و بررسی امکان استفاده از مواد اولیه جایگزین، از جمله کنجاله آفتابگردان و کلزا و پروتئین‌های تک‌یاخته‌ای، اهمیت زیادی دارد.

وی همچنین بر ضرورت توسعه فرآوری داخلی و ذخیره‌سازی نهاده تأکید کرد؛ اقداماتی که می‌توانند بخشی از آسیب‌پذیری تولیدکنندگان در برابر نوسانات بازار و اختلال در تأمین مواد اولیه را کاهش دهند.

اختصاص حدود 70 درصد هزینه تولید مرغ به تامین خوراک

هزینه خوراک یکی از عوامل اصلی تعیین‌کننده قیمت تمام‌شده محصولات پروتئینی، به‌ویژه گوشت مرغ است. به گفته شاعری، حدود ۶۵ تا ۷۰ درصد هزینه تولید مرغ به خوراک اختصاص دارد؛ بنابراین، هرگونه افزایش قیمت نهاده یا اختلال در دسترسی به آن، مستقیماً بر اقتصاد واحدهای تولیدی اثر می‌گذارد.

در چنین شرایطی، مدیریت علمی تغذیه، تنظیم جیره بر اساس کیفیت و قیمت مواد اولیه و استفاده اصولی از منابع جایگزین می‌تواند به بهبود بهره‌وری کمک کند. با این حال، جایگزینی مواد اولیه باید بر مبنای ارزش غذایی، کیفیت، قابلیت هضم و نیازهای گونه و مرحله رشد دام و طیور انجام شود تا کاهش هزینه خوراک به افت عملکرد تولیدی منجر نشود.

وابستگی ژنتیکی؛ چالشی برای پایداری تولید

وابستگی به منابع خارجی تنها به نهاده‌های خوراکی محدود نمی‌شود و تأمین ژنتیک مورد نیاز صنعت دام و طیور نیز از موضوعات مهم این بخش است. محدودبودن منابع تأمین ژنتیک می‌تواند در شرایط بروز اختلال در تجارت خارجی، محدودیت‌های وارداتی یا مشکلات نقل‌وانتقال، استمرار تولید را با مخاطره مواجه کند.

شاعری با اشاره به وابستگی صنعت طیور ایران به شمار محدودی از شرکت‌های بین‌المللی در حوزه ژنتیک، این مسئله را یکی از ریسک‌های راهبردی امنیت غذایی دانست. به گفته وی، توسعه ظرفیت‌های داخلی اصلاح نژاد و تقویت توان تولید و تکثیر ژنتیکی می‌تواند به کاهش این وابستگی کمک کند.

در بخش دام نیز انتخاب ژنتیکی بر اساس شاخص‌هایی مانند میزان تولید، باروری، مقاومت در برابر بیماری‌ها و سازگاری با شرایط اقلیمی، از عوامل مؤثر بر افزایش بهره‌وری است. دستیابی به نتایج پایدار در این حوزه، به برنامه‌ریزی بلندمدت، ثبت دقیق داده‌های تولیدی و سرمایه‌گذاری مستمر نیاز دارد.

تغییر اقلیم و فشار بر منابع تولید

تغییرات اقلیمی و تشدید تنش آبی، چالش دیگری است که آینده تولید محصولات پروتئینی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افزایش دما می‌تواند موجب کاهش تولید شیر، افت باروری و افزایش تنش حرارتی در دام و طیور شود. از سوی دیگر، کاهش تولید علوفه و افزایش هزینه تأمین خوراک، فشار مضاعفی بر واحدهای دامپروری وارد می‌کند.

شاعری با اشاره به پیامدهای این روند اظهار کرد: تغییر اقلیم از طریق اثرگذاری بر تولید، سلامت دام و هزینه خوراک، اقتصاد واحدهای پرورشی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در این شرایط، مدیریت مصرف آب، استفاده از سامانه‌های آبیاری کارآمد، انتخاب الگوهای تولید متناسب با ظرفیت‌های منطقه‌ای و افزایش تاب‌آوری واحدها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

به گفته وی، تنوع‌بخشی جغرافیایی فعالیت‌های تولیدی نیز می‌تواند از تمرکز ریسک در یک منطقه بکاهد؛ هرچند اجرای این رویکرد به ارزیابی دقیق منابع آب، ظرفیت‌های محیطی و هزینه‌های زیرساختی نیاز دارد.

سرمایه‌گذاری و نیروی انسانی؛ دو نیاز اساسی صنعت

توسعه صنعت پروتئین به سرمایه‌گذاری بلندمدت در زیرساخت، تجهیزات، فناوری و اصلاح ژنتیک نیاز دارد. با این حال، طولانی‌بودن دوره بازگشت سرمایه در بسیاری از طرح‌های دامپروری و آبزی‌پروری، در کنار نوسانات اقتصادی و دشواری پیش‌بینی هزینه‌ها، می‌تواند ورود سرمایه‌های جدید را محدود کند.

شاعری با اشاره به اهمیت ثبات اقتصادی در این بخش اظهار کرد: بدون امکان برنامه‌ریزی و پیش‌بینی‌پذیری شرایط فعالیت، سرمایه‌گذاری بلندمدت با دشواری روبه‌رو می‌شود. ازاین‌رو، ثبات سیاست‌های مرتبط با کشاورزی و ارز و فراهم‌کردن شرایط مناسب برای فعالیت بخش خصوصی، از عوامل مؤثر بر توسعه تولید هستند.

در کنار سرمایه، کمبود نیروی انسانی متخصص و ضرورت ارتقای دانش فنی نیز اهمیت دارد. توسعه فناوری‌های خودکار، پایش مستمر شرایط تولید، استفاده از داده‌ها در تصمیم‌گیری و به‌کارگیری روش‌های علمی در تغذیه و مدیریت گله، می‌تواند به کاهش خطا و افزایش بهره‌وری کمک کند.

امنیت غذایی در گرو رفع موانع ساختاری تولید

مجموع چالش‌های صنعت پروتئین نشان می‌دهد که افزایش ظرفیت تولید، به‌تنهایی برای تضمین پایداری عرضه کافی نیست. دسترسی مطمئن به نهاده، کاهش وابستگی‌های راهبردی، تقویت توان ژنتیکی داخلی، مدیریت منابع آب، کنترل بیماری‌ها و فراهم‌کردن شرایط مناسب سرمایه‌گذاری باید به‌صورت هم‌زمان مورد توجه قرار گیرند.

شاعری با تأکید بر اهمیت این موضوع، امنیت غذایی را وابسته به پایداری زنجیره تولید دانست و بر ضرورت همکاری دولت و بخش خصوصی برای کاهش آسیب‌پذیری این زنجیره تأکید کرد. به باور وی، هرگونه اختلال در تأمین نهاده، ژنتیک یا زیرساخت‌های تولید می‌تواند استمرار تولید محصولات پروتئینی را با مشکل مواجه کند؛ ازاین‌رو، سیاست‌گذاری پایدار و تقویت ظرفیت‌های داخلی باید در اولویت برنامه‌های این بخش قرار گیرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا