حقیقت ماجرای خرید غلات از آمریکا چیست؟

این روزها بحث خرید محصولات کشاورزی از آمریکا داغ است و مسئولان ایرانی و آمریکایی نیز اظهارنظرهای متفاوتی را در این زمینه انجام دادند؛ اما آیا خرید محصولات کشاورزی از شرکتهای آمریکایی موضوع جدیدی است یا اینکه پیش از این نیز این روال در تجارت ایران وجود داشته است؟
کارگیل (Cargill) و بانگی (Bunge)، دو شرکت بزرگ آمریکایی عضو گروه ABCD غلات جهان، دهههاست تأمینکننده اصلی گندم، ذرت و سویای ایران هستند. این دو به لطف معافیتهای بشردوستانه تحریمها (OFAC)، حتی در اوج فشارها صادرات به ایران را ادامه دادند و محمولهها عمدتاً از برزیل و آرژانتین به بندر امام خمینی به ایران میرسید.
بر اساس رهگیری کشتیها و گزارشهای رویترز، ایران سالانه بین ۲ تا ۳ میلیارد دلار از این دو شرکت غلات و نهاده دامی وارد کرده است. حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد نیاز وارداتی کشور از طریق شبکه تأمین این دو غول جابهجا شد که ذرت دامی و کنجاله سویا بزرگترین اقلام وارداتی بودند.
در دوره ریاستجمهوری آقای رئیسی، ایران همچنان یکی از مشتریان بزرگ کارگیل و بانگی در منطقه باقی ماند. اگرچه تلاش شد بخشی از واردات گندم به سمت روسیه سوق داده شود، اما در بخش ذرت، سویا و روغن، این دو شرکت آمریکایی همچنان شرکای استراتژیک (هرچند غیررسمی) تأمین سفره مردم ایران بودند.
در دولت سیزدهم(رئیسی ۱۴۰۰–۱۴۰۳) واردات از کارگیل و بانگی نه تنها قطع نشد، بلکه به دلیل خشکسالی و بحران تأمین کالاهای اساسی، سالانه ۱ تا ۱.۵ میلیارد دلار خرید انجام شد. در اواخر ۱۴۰۱، حدود ۴۰ تا ۶۰ کشتی حامل غلات این شرکتها به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار در بنادر ایران معطل تخصیص ارز بودند.
چرا نمیتوان جایگزینشان کرد؟
سه دلیل اصلی: انحصار بازار سویا و ذرت آمریکای جنوبی عملاً در دست این دو شرکت است و روسیه توان تأمین حجم مورد نیاز ایران را ندارد. لجستیک این شرکتها قدرتمندترین شبکه حمل غلات جهان را دارند و در تحریم هم تحویل را تضمین میکنند. مشروعیت قانونی معافیتهای بشردوستانه خرید از آنها را امنترین مسیر تأمین غذا کرده است.



