شماره 83غلاتگندمیادداشت

پشت پا زدن گاو شیرده به آمریکا به واسطه توافق با ایران عربستان یا ایران؛ کدام‌ یک از توافق بیشتر منتفع می‌شوند؟

رئیس مرکز تجارت جهانی پاسخ می‌دهد

توافق ایران و عربستان که گفت‌وگوهای اولیه آن اواخر سال گذشته آغاز و در نهایت فروردین سال جاری از سوی وزرای امور خارجه دو کشور و با حضور وزیر امور خارجه چین به امضا رسید، در صدر اخبار جهان قرار گرفت.

نگاشته در این شماره برای اطلاع از دستاوردهای توافق ایران و عربستان و آینده آن میزبان محمدرضا سبزعلیپور، رئیس مرکز تجارت جهانی ایران شده است.

به گفته سبزعلیپور، اولاً این توافق سیلی محکمی بود بر صورت اسرائیل و هم‌پیمان آن یعنی آمریکا! از همین رو می‌توان پیش‌بینی کرد که غربی‌ها به رهبری آمریکا برای برهم زدن این توافق یا دست‌کم تضعیف یا کم‌اهمیت جلوه دادن آن، دست به هر کاری بزنند.

از سوی دیگر، آمریکایی‌هایی که تا همین یکی دو سال پیش، عربستان را گاو شیرده خود می‌دانستند و چرخش در سیاست خارجی این کشور به سمت شرق را شکستی بزرگ برای خود تلقی می‌کردند، امروز چین را در کنار ایران و عربستان می‌بینند که همین موضوع، شکست بسیار بزرگی برای آمریکا و اسرائیل به حساب می‌آید.

ثانیاً توافق و آشتی ایران با عربستان در صورت بقاء و به‌ هم نخوردن آن، دقیقاً به معنای آشتی ایران با تمام کشورهای عرب هم‌پیمان عربستان به‌ویژه دولت‌های امارات متحده، کویت، اردن، بحرین و… هم است و کمترین دستاورد آن برای این کشورها و منطقه، صلح و آرامش، بهبود شرایط اقتصادی و امنیتی، جلوگیری از هدر رفت توان و انرژی و هزینه‌هایی که صرف تقابل طرفین با یکدیگر می‌شود و از همه مهم‌تر، شکل‌گیری نظمی جدید در منطقه آن هم بدون حضور آمریکا خواهد بود.

وی افزود: ممکن است عده‌ای بگویند عربستان بنا به دلایل متعدد از جمله نیاز به حمایت‌های نظامی آمریکا، نمی‌تواند از این کشور فاصله بگیرد. در پاسخ باید گفت؛ بزرگ‌ترین تهدید برای عربستان در منطقه، انقلابیون یمن و الحوثی‌‌ها بودند و در گذشته از نگاه سعودی‌‌ها برای مقابله با آن‌ها و ایران، نزدیکی به آمریکا ضروری و حیاتی بود؛ اما حالا که پس از گذشت 8 سال، عربستان مشکلات خود را با ایران مرتفع کرده و جنگ یمن نیز پایان یافته است، آیا دیگر نیازی به آمریکا خواهد داشت؟! بحث اصلی اینجاست که خسارات نزدیکی به آمریکا و همراهی با سیاست‌های ضد ایرانی آن کشور، مهم‌ترین دلیل بروز وضعیتی است که عربستان را به پذیرش آشتی با ایران ترغیب کرده و سعودی‌ها به‌درستی تشخیص داده‌اند که مشکل را باید از ریشه حل کنند و راه‌حل مرتفع شدن ریشه‌ای این مشکل، آشتی با ایران است ولا غیر.

اما درباره توافق بین ایران و عربستان، مانند هر توافق دیگری باید تأکید کرد که سود و زیان و این که «چه می‌دهیم و چه می‌گیریم» مهم‌ترین منطق پذیرفته‌شده در روابط بین‌الملل است. این منطق یک روز ایجاب می‌کند دو کشور دشمن هم باشند و روز دیگر ایجاب می‌کند تا کشورها با یکدیگر دوست و مشکلات و اختلافات را دور بریزند!

در ضمن اگر این توافق فقط یک دستاورد داشته باشد، آن است که میلیاردها دلار پولی که سالانه بابت «ایران‌‌هراسی» به غرب پرداخت می‌شد، در جیب عربستان و سایر کشورهای عربی خواهد ماند. قطعاً کشوری چون آمریکا که تا همین چند ماه پیش به دنبال راه‌اندازی «ناتوی عربی» با هدف مقابله با ایران بود، نمی‌تواند از این توافق خوشحال باشد!

رئیس مرکز تجارت جهانی درباره دستاوردهای توافق ایران و عربستان اظهار کرد: تشدید اختلاف و قطع شدن رابطه میان دو کشور ایران و عربستان، خواسته دشمنان مشترک خارجی و عناصر افراطی داخلی بود که متأسفانه در سال‌های اخیر زیان‌های زیادی به منافع دو ملت و ثبات منطقه وارد کرد. ازسرگیری روابط قطعاً مانع وارد شدن زیان‌های بیشتر می‌شود و از همه مهم‌تر، جبران مافات خواهد کرد.

 

گوشه چشم ریاض به بازار ایران

 

در این بستر، ثبات منطقه برای عربستان ‌سعودی بیشترین اهمیت را دارد؛ زیرا دوره افزایش تنش میان ایران و عربستان، به‌ویژه در دوره ترامپ که تا سرحد جنگ نیز پیش رفت، نشان داد که رقابت تا چه اندازه پرهزینه است! بر این اساس، ریاض ممکن است گوشه چشمی به بازار ایران نیز داشته باشد؛ ولی منافع امنیتی حاصل از این توافق بر منافع تجاری آن برای ریاض بیشتر خواهد چربید.

با این حال، اگرچه بهبود روابط ایران و عربستان، بیشتر دلایل امنیتی دارد، اما چه‌بسا در عرصۀ تجاری نیز روابط دو کشور را ارتقا و بهبود بخشد. روابط تجاری بین دو کشور تاکنون رقمی بیش از ۸۰۰ میلیون دلار را به خود ندیده که از این رقم ۵۰۰ میلیون دلار واردات از عربستان و ۳۰۰ میلیون دلار صادرات به عربستان بوده و در زمان قطع روابط، این میزان زیر یک‌ میلیون دلار بوده است!

بر این اساس ایران اعلام کرده که در تلاش است با بهبود روابط با عربستان در کوتاه‌مدت حجم تجارت دوجانبه را به یک‌ میلیارد دلار و در میان‌مدت به ۲ میلیارد دلار افزایش دهد و صادرات محصولاتی همچون آهن، خشکبار شامل پسته و زعفران و کشمش، کف‌پوش‌ها و سیمان در این زمینه مدنظر است.

در حوزه واردات نیز امکان واردات وسایل نقلیه موتوری، کودهای معدنی و شیمیایی، پلی‌اتیلن و محصولات نساجی از عربستان مدنظر است. ایران همچنین در تلاش است علاوه بر صادرات و واردات کالا، در حوزه سرمایه‌گذاری، تولید مشترک صنعتی و اجرای پروژه‌های خدمات فنی و مهندسی در حوزه صنعتی و صادرات مجدد نیز همکاری بین دو کشور را افزایش دهد.

همچنین بهبود رابطه با عربستان موجب شده تا ریاض نگاه پایدار و بلندمدتی به تجارت با ایران پیدا کند. از چهار ‌ماه گذشته تاکنون بیش از ۱۴ میلیون دلار تجارت فولاد میان دو کشور انجام شده است. تجارت‌‌های مرتبط با فولاد معمولاً بازارهای مستمر و ادامه‌دار را می‌طلبد و این موضوع نشان‌دهنده آن است که روابط تجاری دو کشور برای محصولاتی مانند فولاد که به استمرار نیاز دارد، مهیا شده که این موضوع می‌تواند در آینده به توسعه روابط اقتصادی در سایر سطوح نیز منجر شود.

 

آیا ایران می‌تواند از طریق عربستان، تحریم‌ها را دور بزند؟

 

ایران همچنین به واسطه بهبود رابطه با عربستان به دنبال دور زدن تحریم‌ها است؛ موضوعی که باید با شک و تردید به آن نگریست. به ‌رغم اعلام مقامات سعودی برای سرمایه‌گذاری در ایران باید منتظر ماند و دید که این میزان سرمایه‌گذاری تا چه اندازه بر اقتصاد بحران‌زده ایران اثرگذار خواهد بود. در حوزه تجاری ممکن است شاهد مبادلات تجاری میان دو کشور باشیم؛ ضمن این‌که روابط اقتصادی کماکان ذیل روابط سیاسی بین دو کشور تعریف خواهد شد و وجود متغیرهای واگرا‌کننده که نیازمند حصول به اعتماد متقابل در بلندمدت است، بر حجم تجارت دو کشور سایه خواهد افکند.

 

چین چگونه توانست پس از سال‌ها تنش، بین ایران و عربستان میانجی‌گری کند؟! 

 

سبزعلیپور در پاسخ به این پرسش که چین چه ویژگی‌هایی داشت که توانست میان ایران و عربستان وساطت کند، پاسخ داد: چین با شاخص‌ها و توانمندی‌های ویژه‌ای که در اختیار دارد، نقش مهم و تأثیرگذاری در توافق میان دو کشور ایران و عربستان ایفا کرده است.

قدرت بزرگ نظامی و اقتصادی بودن چین در جهان، بی‌طرفی، داشتن روابط گرم با دو کشور ایران و عربستان، همکاری وسیع اقتصادی چین با دو کشور طرف توافق‌نامه، نداشتن سابقه تنش و دشمنی با کشورهای ایران و عربستان، تأثیر مثبت توافق دو کشور بر منافع اقتصادی چین در منطقه خاورمیانه و… ده‌ها مورد دیگر جزء دلایل و شاخص‌هایی است که موفقیت چین در میانجی‌گری بین ایران و عربستان را تضمین کرد‌ه‌ است.

میانجی‌گری کشوری بیشتر مؤثر و تضمین‌شده است که آن کشور در روابط آن دو کشور دیگر، دارای منافع بزرگ و چشمگیری باشد، چه در منطقه خاورمیانه و چه به صورت دوجانبه. گفتنی است؛ در حال حاضر منافع چین در منطقه نسبت به آمریکا وسیع‌تر و سنگین‌تر است. چین در منطقه‌ای ورود پیدا کرده که به طور سنتی حوزه نفوذ آمریکا بوده، بنابراین کشوری که وساطت و میانجی‌گری می‌کند، باید مورداحترام کشورهای درگیر بوده و از مشروعیت لازم برخوردار باشد.

چینی‌ها معتقدند باید در مناطق مختلف جهان، صلح توسعه‌ای برقرار کنند، یعنی درگیرکردن منافع اقتصادی کشورها با هم و ایجاد وابستگی متقابل پیچیده میان کشورها و همچنین رشد و توسعه اقتصادی بین کشورها احتمال تداوم صلح و ثبات را بیشتر می‌کند. همچنین با توجه به چشم‌‌انداز خوب اقتصادی در منطقه خلیج‌فارس، چینی‌ها سرمایه‌گذاری‌های وسیع و زیادی در این منطقه انجام داده‌اند، به همین دلیل برای سرمایه‌گذاری‌های خود به محیط امن و مطمئنی نیاز دارند، پس برای حصول منافع بیشتر به سمت بهبود مناسبات و برقراری آرامش بین کشورهای منطقه اقدام می‌کنند که قطعاً این عملکرد چینی‌ها منافع  تمام کشورهای درگیر در مسائل اقتصادی را تضمین می‌کند.

در ارتباط با توافق ایران و عربستان با میانجی‌گری چین و احیای روابط دو کشور پس از حدود 8 سال لازم به تأکید است: با این توافق و مصالحه‌ای که بین این دو کشور صورت گرفت، در واقع منافع همه تأمین شد. البته هر کدام از این سه کشور دارای ظرفیت‌ها، توانمندی‌ها و اولویت‌های متفاوتی هستند اما آنچه موجب شده تا این سه طرف دور یک میز مثلثی بنشینند و به توافق نهایی برسند، وضعیت کنونی و آینده جهانی به لحاظ راهبردی، اقتصادی، نظامی و امنیتی است.

یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین تحولات جهانی، جنگ اوکراین است و تصور بسیاری بر این است که اوضاع جهان پس از این جنگ همانند قبل از آن نخواهد بود و معادلات جهانی و هندسه جدید قدرت دیگر به عقب برنمی‌گردد و ائتلاف‌ها و پیمان‌های سیاسی و اقتصادی دنیا دیگر در قالب 10 سال گذشته نیست و شکل جدیدی خواهد گرفت!

در این خصوص، ایران نیز به عنوان یک طرف دیگر این توافق‌نامه دارای بسیاری از ویژگی‌های چین از جمله عقلانیت، واقع‌گرایی، احترام متقابل به سایر کشورها و پایبندی به تعهدات بین‌المللی است، لذا همواره برای مذاکره با عربستان اعلام آمادگی کرده بود و گره اصلی این توافق، عربستان بود؛ زیرا بین ایران و چین، توافقنامه ۲۵ ساله به ارزش حدود ۴۰۰ میلیارد دلار منعقد شده بود و همکاری جدی وجود داشت.

سبزعلیپور در پایان درباره دلایل پذیرش چین به عنوان کشور واسط و میانجی از سوی ایران و عربستان یادآور شد: نوعی تعامل و توافق منصفانه، منطقی، واقع‌بینانه و برد ـ برد میان این سه کشور شکل گرفت. در این میان دو فشار همزمان به سعودی‌ها وارد می‌شد؛ یکی از سوی آمریکایی‌ها برای نزدیک نشدن به ایران و دیگری از سوی صهیونیست‌ها برای تسریع در روند عادی‌سازی و پیوستن عربستان به این فرآیند و تکمیل جبهه عبری ـ عربی ـ غربی علیه ایران و محور مقاومت. اینجا بود که با توجه به تحولات منطقه و شکست طرح‌های عربستان سعودی علیه ایران، سعودی‌ها راهی جز این ندیدند که به یک شریک بزرگ مانند چین تکیه کنند و با ایران مصالحه نمایند و ایران نیز واقعاً منصفانه و عاقلانه برخورد کرد و این توافق شکل گرفت که هم آمریکایی‌ها را خشمگین و هم صهیونیست‌ها را عزادار کرد.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا