فروپاشی تراز آبی سرزمینی و هشدار خشکیدن قلب ایران
محقق و کنشگر محیط زیست مطرح کرد

بحران آب در ایران دیگر یک هشدار محیط زیستی نیست، بلکه به یکی از مهمترین چالشهای ملی و امنیتی کشور تبدیل شده است. درحالیکه ایران بر کمربند خشک و نیمهخشک زمین قرار دارد، طی دهههای اخیر الگوی نادرست مصرف، توسعه نامتوازن کشاورزی، مدیریت ناکارآمد منابع و بهرهبرداری بیرویه از سفرههای زیرزمینی، کشور را تا مرز ورشکستگی آبی پیش برده است.
طبق برآوردها، بیش از ۷۰ درصد از دشتهای کشور در وضعیت بحرانی قرار دارند و فرونشست زمین به نماد آشکار این ناترازی تبدیل شده است. از سوی دیگر، کاهش بارندگی، افزایش دما و تغییرات اقلیمی، فشار مضاعفی بر منابع محدود آبی وارد کردهاند.
بحران کنونی تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست؛ پیامدهای آن در اقتصاد، مهاجرت، امنیت غذایی و حتی ثبات اجتماعی بهوضوح قابلمشاهده است. ادامه این روند میتواند در آیندهای نهچندان دور، نقشه جمعیتی و اقتصادی ایران را دگرگون کند. نگاشته طی گفتوگوی اختصاصی با دکتر محمد درویش، محقق و کنشگر محیطزیست پرونده بحران آب در ایران را واکاوی کرده است.
به گفته درویش، بر اساس برآوردها، ایران حدود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب آب قابل استحصال در سال دارد که از این میزان حدود ۹ میلیارد مترمکعب برای آب شرب و مصارف بهداشتی، 40 میلیارد مترمکعب بهعنوان حقابه محیطزیست به رودخانهها و تالابها اختصاص دارد و درنهایت، ۵۱ میلیارد مترمکعب دیگر میتواند در بخش کشاورزی و صنعت مصرف شود.
با رعایت این نسبت است که امکان تداوم فعالیتهای کشاورزی و صنعتی وجود دارد؛ اما در حال حاضر حدود ۹۰ میلیارد مترمکعب از آب کشور به این دو بخش اختصاص یافته که منجر به بروز بحران آبی شده است.
گیلان؛ تنها استان ایران بدون فرونشست زمین
این محقق و کنشگر محیطزیست درباره شعاع ورشکستگی آبی در کشور اظهار کرد: ورشکستگی آبی در تمام مناطقی که با پدیده فرونشست زمین روبهرو هستند، رخ داده است که در صدر این مناطق، استان خراسان رضوی قرار دارد که با بیش از ۳۶ میلیارد مترمکعب ناترازی آبی مواجه است. پسازآن استانهای فارس، کرمان و اصفهان در رتبههای بعدی قرار دارند.
استانهایی همچون تهران، آذربایجان شرقی و همدان نیز با بحران روبهرو هستند. تنها استانی که تاکنون دچار فرونشست زمین نشده، گیلان است.
بنابراین چنانچه روند فعلی ادامه یابد، در کمتر از ۲۰ سال آینده بخش بزرگی از ایران مرکزی از دست خواهد رفت. پیامدهای این وضعیت شامل مهاجرت گسترده، بحرانهای اجتماعی و تنشهای امنیتی خواهد بود.
امید میرود که در پنج سال آینده، مدیران کشور به درک لازم برای چیدمان توسعه غیرپایه آب برسند تا امکان بازگشت به حیات اجتماعی شایسته نام ایران فراهم شود.
وی درباره وضعیت صادرات آب کشور گفت: اگرچه ایران صادرات مستقیم آب ندارد، اما با صادرات هندوانه، یونجه و محصولات لبنی عملاً در حال صادرات مجازی آب به کشورهایی مانند امارات و کشورهای آسیای میانه است که این روند در شرایط کمآبی کنونی منطقی به نظر نمیرسد.
چرا در بحران آبی، باید آب تصفیه فاضلاب راهی زمینهای کشاورزی شود؟
درویش در پاسخ به این پرسش که آیا هنوز فرصت احیای منابع آبی وجود دارد، گفت: هنوز فرصت برای احیای منابع آبی کشور وجود دارد. با وجود ۱۰۰ میلیارد مترمکعب آب قابل استحصال، در صورت حرکت به سمت اقتصاد غیرپایه آب، میتوان ظرف ۱۰ سال ایران را به یکی از کشورهای پیشرو منطقه تبدیل کرد. این در حالی است که در حال حاضر در تهران حدود ۵۰۰ میلیون مترمکعب فاضلاب تصفیهشده تولید و برای کشاورزی جنوب و جنوبشرق تهران استفاده میشود. پرسش اینجاست که اگر بحران آبی جدی است، چرا این آب تصفیهشده در اختیار مردم تهران قرار نمیگیرد؟
اختصاص 1/8 میلیارد مترمکعب آب سالانه به بخش کشاورزی
از سوی دیگر، بر اساس سند ملی امنیت غذایی، لازم است سالانه ۱۰ درصد از مصرف آب در بخش کشاورزی صرفهجویی شود. برای درک بهتر وضعیت، باید دانست که کل نیاز آب شرب تهران حدود ۱.۱ میلیارد مترمکعب در سال است، درحالیکه ۸.۱ میلیارد مترمکعب آب به بخش کشاورزی اختصاص دارد؛ بنابراین، صرفاً با بهینهسازی مصرف در بخش کشاورزی میتوان بحران آب را پشت سر گذاشت.
آیا کشت غلات در ایران منطقی است؟
این محقق و کنشگر محیطزیست در بخش دیگر گفتوگو به مقوله کشت غلات در ایران اشاره کرد و گفت: مسئله کشت غلات در ایران ازجمله موضوعات بحثبرانگیز در حوزه کشاورزی و مدیریت منابع آبی کشور است. امکان کشت غلات در ایران وجود دارد و این محصولات در مقایسه با بسیاری از اقلام کشاورزی دیگر، آببری بالایی ندارند. بااینحال، تغییر رویکرد به سمت محصولاتی مانند نخود میتواند اثربخشی بیشتری به همراه داشته باشد، زیرا این محصول هم ازنظر مقابله با سوءتغذیه مفید است و هم مصرف آب کمتری دارد.
ضعف فناوری و ضایعات بالا در بخش کشاورزی
وی با اشاره به اینکه یکی از چالشهای اصلی کشاورزی در ایران، پایین بودن سطح فناوری، ضایعات زیاد و راندمان پایین آبیاری است، تصریح کرد: بخش قابلتوجهی از محصولات کشاورزی کشور صادر میشود؛ این در حالی است که ایران با بحران کمبود آب روبهرو است؛ بنابراین کشوری که دچار ناترازی آبی است، نباید سیاست صادرات محصولات کشاورزی را دنبال کند، بلکه باید بخشی از نیاز خود را از طریق واردات هدفمند جبران کند.
درصورتیکه فناوریهای نوین در کشاورزی به کار گرفته شود، میتوان بخش بزرگی از نیاز کشور به محصولات استراتژیک و راهبردی همچون گندم، جو، نخود، برنج و ذرت را در داخل تأمین کرد.




