
اقتصاد سبز، اقتصادی است که در سایه زندگی انسانها، پیشرفت و عدالت اجتماعی پدید میآید و در آن، خطرها و آسیبهای زیستمحیطی در کمترین میزان ممکن است. اقتصاد سبز، توسعه روابط اقتصادی است که بر پایه توسعه پایا و آگاهی از اقتصاد بومی (سازگار با بوم) بنا نهاده شده است.
نگاشته در این شماره برای اطلاع مخاطبان از جایگاه ایران در دستیابی به اقتصاد سبز و نگاه نظام حکمرانی به آن با مهندس توحید صدرنژاد، عضو کمیسیون استاندارد، محیطزیست و توسعه پایدار اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران گفتوگویی کرده است.
اقتصاد سبز چیست
به گفته صدرنژاد، بر اساس تعریف اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC) اقتصاد سبز، اقتصادی است که در آن رشد اقتصادی، مسئولیتهای محیطی و توسعه پارامترهای اجتماعی بهصورت همبسته در مدار توسعه پایدار قرار بگیرد و یکدیگر را تقویت کنند.
ایران و اقتصاد و سبز
وی ادامه داد: تا نگاه نظام حکمرانی در ایران به بحث اداره جامعه انتزاعی باشد و شاخصهای ذکرشده بهصورت مختلف و جدا از یکدیگر در نظر گرفته شود، ایران در مسیر توسعه پایدار و اقتصاد سبز پیش نخواهد رفت. 50 سال گذشته کسی نمیتوانست بپذیرد که بین کمآبی و فرار مغزها یا گرسنگی و آموزش و … ارتباطی وجود دارد؛ اما اینک بر اساس اقتصاد سبز بین تمام 17 آرمان توسعه پایدار ارتباط وجود دارد که نمیتوان یکی را تقویت کرد و از رشد دیگری غافل ماند. تمام این آیتمها باید بهصورت متوازن پیشرفت کند. بر همین اساس، اتاق بازرگانی بینالمللی 10 شاخص را برای دستیابی به اقتصاد سبز برشمرده است.
دستیابی به اقتصاد سبز
بازارهای آزاد و رقابتی نخستین شاخص برای دستیابی به اقتصاد سبز است. به گفته اتاق بازرگانی بینالمللی، دستیابی به اقتصاد سبز مستلزم جایگزینکردن سازوکارهای بازار آزاد و رقابتی با نظام مدیریت بخشنامهای و دستورالعملی است. متأسفانه در ایران شاهدیم که هنوز نگرش حکمرانان دستورالعملی است؛ بنابراین راه ترک فعل پیش پای هر مدیر نظام حکمرانی باز است و قبح این عمل شکسته شده است.
بنابراین باید فرآیند مقرراتزدایی اعمال شود و بازار آزاد که به حقوق مالکیت و حقوق رقابت احترام میگذارد، پیاده شود.
نظام بروکراتیک؛ مانعی بر سر راه شفافسازی در کشور
صدرنژاد با بیان اینکه شفافیت و گزارشدهی دومین پیششرط دستیابی به اقتصاد سبز است، گفت: شهروندان بهعنوان اصلیترین رکن جامعه و بهعنوان پرداختکنندگان مالیات اساساً از این حق ذاتی برخوردار هستند که در اداره جامعه، نظارت و مشارکت کامل داشته باشند.
اما وقتی سیستم مدیریتی نظامی متمرکز، اقتدارگرا و بروکراتیک باشد و با بخشنامه و دستورالعمل جامعه را اداره کند، اساساً کارایی مناسب ندارد و در این جامعه اطلاعات شفافی وجود ندارد و بهتبع آن گزارشدهی مناسبی نیز به شهروندان صورت نمیگیرد. بروکراسی و اقتصاد مبهم لازم و ملزوم یکدیگر هستند که امروز در ایران با هر دوی اینها مواجه هستیم.
شاخصهای اقتصاد سبز
وی ادامه داد: سرمایهگذاری، آگاهیبخشی، توسعه چرخه عمر، افزایش کارایی و اثربخشی اشتغال، آموزشهای شغلی و مهارتی، سیاستگذاری یکپارچه و مشارکتی سایر شاخصهایی هستند که در نقشه راه اقتصاد سبز و از سوی اتاق بازرگانی بینالمللی معرفی شده است که متأسفانه در ایران عزم جدی از سوی حکمرانی بابت پیادهسازی اقتصاد سبز دیده نمیشود.
وی در پاسخ به این پرسش که جای ندادن مؤلفههای اقتصاد سبز در تولید و صنایع ایران چه پیامدهای منفی دارد، گفت: نظام حکمرانی متمرکز و بروکراتیک، سیستمی است که خودش موجب نابودی بنیانهای اجتماعی و خودش میشود؛ بنابراین هر چه دیرتر به سمت اقتصاد سبز برویم، کشور با خطر بیشتری روبهرو است؛ چراکه بروکراسی دستاوردی جز نارضایتی و هزینهزایی ندارد که این موارد درنهایت به کسری بودجه، کاهش درآمدهای جامعه و فشار به پایه پولی و ایجاد تورم منجر میشود که باید با پیدایش تورم منتظر شکافهای اجتماعی و اقتصادی نیز باشیم.
نابودی 60 درصد منابع آبی کشور در بخش کشاورزی
صدرنژاد درباره میزان بهرهوری از شاخصهای اقتصاد سبز در بخش کشاورزی کشور گفت: متأسفانه کشور ما در اقلیمی با منابع آبی محدود قرار دارد که 90 درصد منابع آبی در بخش کشاورزی صرف میشود. این درحالی است که کارایی بخش کشاورزی کمتر از 30 درصد است و ۷۰ درصد منابع آبی در نظام کشاورزی در حال نابودی است و متأسفانه سیاستگذاری صحیح و متوازنی در صنعت کشاورزی وجود ندارد. علاوه بر این، هنوز ارزش محصولات تولیدی یا صادراتیمان، با آبی که مصرف میشود، تراز نیست. برای مثال فرض این است که از طریق کشت هندوانه در کشور آب مجازی قابلتوجهی را صادر میکنیم؛ درحالیکه در کشت گندم آب بیشتری هدر میرود.
در مثالی دیگر باید عرض کنم که در برههای از زمان برای افزایش بهرهوری از آب بر روی رودخانههای ورودی به دریاچه ارومیه سد ساخته شد. در واقع این سدها ناشی از یک تغییر در نوع کشت بهواسطه جایگزینی انگور با سیب بود که متأسفانه پاسخگو نبود و نتوانست مشکلی را رفع کند. همچنین به بهانه افزایش بهرهوری، منابع را از دست دادیم و با فرار جمعیت از این منطقه روبهرو شدیم.
وی در پایان تأکید کرد: نخستین قدم برای دستیابی به اقتصاد سبز، تغییر نگرش نظام حکمرانی است که باید تمام شاخصها را همسو با یکدیگر ارتقا بخشد.




