سواحل مکران و چابهار؛ ضرورت توسعه صنعتی و اتصال ریلی برای جلوگیری از جزیره لجستیکی شدن ایران
دبیر فدراسیون حمل و نفل و لجستیک مطرح کرد

لجستیک به عنوان شاهرگ حیاتی زنجیره تأمین، نقش تعیینکنندهای در کارآمدی اقتصاد هر کشور ایفا میکند. در ایران، با وجود ظرفیتهای قابل توجه در حوزه تولید و تجارت، ضعفهای سیستماتیک لجستیک بهطور محسوس بر بهرهوری و رقابتپذیری بنگاهها تأثیر گذاشته است. این ضعفها نه تنها به محدودیت در زیرساختهای حمل و نقل و انبارداری مرتبط است، بلکه شامل ناکارآمدی در مدیریت زنجیره تأمین، فقدان استانداردهای مدرن لجستیکی، ضعف در بهرهگیری از فناوریهای اطلاعاتی، و نبود هماهنگی بین بخشهای دولتی و خصوصی نیز میشود.
علاوه بر این، مشکلات ساختاری مانند پیچیدگی فرآیندهای گمرکی، قوانین متناقض، و کمبود نیروی انسانی متخصص، موجب افزایش هزینهها، طولانی شدن زمان تحویل، و کاهش رضایت مشتریان شده است. شناسایی و تحلیل این ضعفهای سیستماتیک، نه تنها برای بهبود عملکرد لجستیکی داخلی ضروری است، بلکه برای ارتقاء جایگاه ایران در تجارت بینالملل و تحقق توسعه اقتصادی پایدار نیز اهمیت ویژهای دارد.
کاپیتان محمد عیقرلو، دبیر فدراسیون حمل و نقل و لجستیک طی یادداشتی به پاتولوژی کلان حمل و نقل و لجستیک در ایران پرداخته است.
ضعفهای سیستماتیک لجستیک ایران مانع از آن شده که موقعیت جغرافیایی ممتاز کشور به ثروت اقتصادی تبدیل شود. در بخش زیرساختها، مشکلات جدی وجود دارد؛ شبکه ریلی با سرعت پایین بازرگانی (در برخی مسیرها کمتر از ۱۰ کیلومتر در ساعت)، کمبود لوکوموتیو و گلوگاههای تکخطه، مسیر جادهای با ناوگان فرسوده و پرمصرف که هزینه سوخت را بالا میبرد و قابلیت اطمینان حملونقل را کاهش میدهد.
همچنین بنادر با اتصال ضعیف به ریل، همه مانع بهرهبرداری موثر از ظرفیتها هستند. بار در بنادر تخلیه میشود اما خروج آن کند و همراه با رسوب کالا است.
ضعفهای لجستیک نرم نیز قابل توجه است؛ مشکل اصلی نه جاده و ریل، بلکه فرآیندها و حکمرانی جزیرهای است. تعدد نهادهای تصمیمگیر از جمله گمرک، راهداری، بنادر، پلیس و استاندارد باعث طولانی شدن زمان ترخیص و پیشبینیناپذیری عبور کالا شده است. فقدان یک پلتفرم دیجیتال یکپارچه که صاحب کالا بتواند بار خود را از لحظه ورود به بندر تا خروج از مرز ردیابی کند، مشکل را تشدید کرده است. از سوی دیگر، اقتصاد سیاسی و تحریمها هزینههای مبادله برای شرکتهای خارجی را بالا برده و آنها را به مسیرهای جایگزین سوق داده است.
کریدور لاجورد و میانی ایران را دور میزنند
اقتصاد لجستیکمحور یعنی کسب درآمد از جریان کالا به جای فروش صرف منابع طبیعی. ایران در این حوزه عقبمانده است. همچنان به دنبال دریافت حق عبور هستیم در حالی که اقتصاد لجستیک مدرن بر پایه خدمات ارزش افزوده مثل بستهبندی، مونتاژ، انبارداری هوشمند و توزیع مویرگی استوار است. ما فقط نقش معبر داریم، نه مقصد میانی.
رقبا در حال جذب مشتریان سنتی ایران هستند؛ کریدور لاجورد و کریدور میانی عملاً ایران را دور میزنند. نگاه به حملونقل هنوز هزینهای است نه سرمایهگذاری. سهم لجستیک در GDP ایران با ظرفیت بالقوه آن همخوانی ندارد و این باعث از دست رفتن فرصتهای استراتژیک شده است.
توسعه بندر چابهار گروگان منافع خارجی
شرق ایران، محور چابهار-زاهدان-مشهد-سرخس، میتوانست موتور محرک توسعه کشور باشد، اما عملاً ظرفیت آن حبس شده است. بندر چابهار بدون اتصال ریلی هنوز مقیاس جهانی پیدا نکرده و بار حجیم یا کانتینری انبوه با کامیون توجیه اقتصادی ندارد. علاوه بر این، تمرکز استراتژیک بیش از حد روی هند با تأخیر و نگاه ابزاری باعث شد توسعه بندر به گروگان منافع خارجی افتد و با طرحهای جایگزین مانند کریدور عربی-مدیترانهای، تمایل استراتژیک هند کاهش یابد.
سواحل مکران نیز با وجود پتانسیل بالا برای تبدیل شدن به هاب انرژی، پتروشیمی و شهرهای لجستیکی، به دلیل فقدان زیرساختهای اولیه و عدم توسعه پشتکرانهای همچنان توسعهنیافته باقی ماندهاند. تمرکز جمعیت و صنعت در مرکز و غرب کشور سواحل مکران را خالی از فعالیت اقتصادی کرده که خود تهدیدی امنیتی و اقتصادی است.
چابهار در آستانه از دست رفتن فرصت طلایی: ضرورت فوری اتصال ریلی و توسعه صنعتی سواحل مکران
همچنین رقابت بندر گوادر پاکستان با سرمایهگذاری چین و اتصال سریع ریلی و جادهای شمال، و تغییرات ژئوپلیتیک افغانستان، ریسک عبور از محور شرق ایران را بالا برده است. افول تدریجی دروازه شرق به معنای از دست دادن دسترسی استراتژیک به بازارهای آسیای میانه و محصور شدن ایران در مرزهای داخلی است. اگر اتصال ریلی چابهار و توسعه صنعتی سواحل مکران به فوریت انجام نشود، چابهار از یک فرصت طلایی به یک بندر محلی معمولی تنزل خواهد یافت.
زنگ خطر برای تبدیل کریدورهای ایران به جزیره لجستیکی
کریدورهای ایران در حال تبدیل شدن به جزیره لجستیکی هستند. پروژههای نیمهتمام ۳۵ ساله مانند ریل چابهار هنوز تکمیل نشده و در همین حال، منطقه در حال بازتعریف نقشههای تجاری خود است. ضعفهای زیرساختی، فقدان لجستیک نرم، نگاه هزینهای و تحریمها همگی باعث شدهاند ایران نتواند از ظرفیت جغرافیایی و استراتژیک خود بهره کافی ببرد. توسعه فوری اتصال ریلی و صنعتی شرق کشور یک ضرورت ملی است تا فرصتهای لجستیک و اقتصادی از دست نرود.




