چالشهای تأمین ذرت ایران: ریسکهای جهانی بازار
یادداشت تحلیلی سید محمدتقی نقوی رئیس هیئتمدیره گروه عازم (گلشهد، شهدینه، گلدینه)
زنجیره ارزش نشاسته و مشتقات آن بر یک حقیقت بنیادین استوار است: دسترسی پایدار، باکیفیت و اقتصادی به ماده اولیه که در این مقاله، موضوع تأمین ذرت موردبحث است. تأمین ماده اولیه (ذرت) بدیهیترین نیاز امروز صنعت پالایش غلات، تحت فشار همزمان عوامل اقلیمی، ژئوپلیتیکی، لجستیکی و تحریمهای بینالمللی قرار گرفته است؛ بهگونهای که مدیریت تأمین از یک فرآیند ساده خرید، به یک معماری ریسک چندبعدی ارتقا یافته است.
از منظر جهانی، گزارشهای اخیر نشان میدهد تولید و تجارت غلات در سال ۲۰۲۵ در مسیر ثبت رکوردهای تازه قرار دارد و ذرت سهم پررنگی در این رشد خواهد داشت. با اینحال، همین گزارشها هشدار میدهند که بازار همچنان به شرایط آب و هوایی، تنش های ژئوپلیتیک و عدم قطعیت سیاستی بهشدت حساس است. بهبیاندیگر، فراوانی تولید بهخودیخود به معنای دسترسی مطمئن و پایدار برای همه خریداران نیست.
در این میان، نقش ژئوپلیتیک نیز تعیینکننده است. جنگ در دریای سیاه و فرازوفرود کریدور غلات، صادرات اوکراین بهعنوان یکی از ستونهای بازار جهانی ذرت را پرنوسان کرده است. سناریوهای صادراتی بین ۲۲ تا ۲۶ میلیون تُن برای دو سال آتی مطرح شدهاند که هرکدام پیامدهای متفاوتی بر قیمت و زمان تحویل دارند.
عامل دیگر، هزینه و ظرفیت لجستیک است. نوسان شاخص Baltic Dry Index (BDI) مستقیماً بهای CIF ذرت را تحت تأثیر قرار میدهد. حتی تغییرات هفتگی این شاخص میتواند قراردادها را بیثبات کند و ضرورت استفاده از ابزارهای پوشش ریسک کرایه حمل را دوچندان کند.
شرایط ایران و محدودیتهای ساختاری
در ایران، چالشهای تأمین ذرت چندلایه است و صرفاً به تجارت خارجی محدود نمیشود:
- محدودیتهای اقلیمی و آببر بودن ذرت: تولید هر کیلو ذرت به بیش از 1.000 لیتر آب نیاز دارد. در شرایط بحران مزمن کمآبی، توسعه کشت گسترده ذرت در ایران نه پایدار و نه اقتصادی است. به همین دلیل، تولید داخلی هیچگاه پاسخگوی نیاز صنایع پالایش غلات نخواهد بود.
- تمرکز سیاستها بر نهادههای دامی: واردات ذرت عمدتاً به مصرف دام و طیور اختصاص داده میشود. ذرت غذایی برای صنایع غذایی و نشاستهسازی از این چرخه خارج شده و ناچارند نیاز خود را از بازار واسطهای تأمین کنند؛ وضعیتی که هزینه تمامشده را بالا میبرد و فشار مضاعفی بر تولیدکننده و مصرفکننده وارد میسازد.
- ساختار ناکارآمد واردات: تخصیص ارز ترجیحی و سامانههای غیرشفاف طی سالهای گذشته، بستر رشد بازارهای واسطهای و دلالی را فراهم کرده و موجب افزایش قیمتها و ایجاد نوسانات مصنوعی در بازار شده است.
- وابستگی شدید به واردات: مصرف سالانه ذرت در ایران بیش از 10 میلیون تن است، در حالی که تولید داخلی حداکثر به ۲ میلیون تن میرسد. این شکاف بزرگ نشان میدهد که حتی با بیشترین حمایتها، خودکفایی در ذرت دستنیافتنی است و هرگونه اختلال در واردات، صنعت را به بحران میکشاند.
- اثر تحریمها و ریسکهای مالی: تحریمها مانع اصلی دسترسی مستقیم به بازارهای جهانی هستند. عدم امکان گشایش اعتبار اسنادی (LC)، محدودیتهای بیمهای و بانکی و نیاز به واسطههای متعدد، سبب شده ذرت برای صنایع ایران نه با قیمت جهانی، بلکه با قیمت تحریمی + هزینه واسطهای تأمین شود.
رشد بازارهای واسطهای؛ چالش پنهان و پرهزینه در کشور
از مهمترین پیامدهای شرایط کنونی، گسترش بازارهای واسطهای است. نبود شفافیت در تخصیص واردات و محدودیت دسترسی مستقیم، دلالان را به بازیگران اصلی بازار بدل کرده است. آنان با افزایش غیرمنطقی قیمت، کاهش شفافیت و ایجاد نوسانات مصنوعی، فشار مالی سنگینی به تولیدکنندگان وارد میکنند. تداوم این وضعیت، هم هزینههای تولید را بالا میبرد و هم رقابتپذیری صادراتی کشور را تضعیف میسازد.
تعامل هوشمند با جهان؛ کلید تابآوری اقتصاد ایران
درک واقعبینانه سیاستگذاران از منطق قدرت در نظام بینالملل، شرط اساسی موفقیت استراتژیهای اقتصادی است. منابع و مسیرهای تجاری بهشدت تحت تأثیر موازنههای ژئوپلیتیکی و تصمیمات قدرتهای جهانی قرار دارند. غفلت از این واقعیتها، هر سیاست داخلی را در حوزه تأمین مواد اولیه و حمایت از تولید ناکارآمد میسازد.
سیاستگذاران باید با رویکردی آیندهنگر و تعاملمحور، جایگاه ایران را در زنجیره تأمین جهانی بازتعریف کنند. در حقیقت تنها با سیاستهای شفاف و همکاریهای بینالمللی میتوان مسیر توسعه پایدار صنایعی همچون پالایش غلات را هموار ساخت.




