چالشهای ساختاری واردات نهاده دامی در ایران
مدیرعامل شرکت توسعه تجارت خاورمیانه آرمانی مطرح کرد
امنیت غذایی یکی از مهمترین ارکان زیر ساخت توسعه پایدار هر کشوری است و حوزه نهادههای دامی و غلات، شریان حیاتی این امنیت و سر منشاء زنجیره غذایی به شمار میرود. این حوزه نه تنها پشتوانه صنایع دامپروری، پرورش مرغ و کشاورزی است، بلکه نقش مستقیم در سلامت جامعه، پایداری اقتصادی و حتی ثبات اجتماعی دارد. به همین دلیل، هیچ کشوری نمیتواند بدون داشتن یک استراتژی روشن و کارآمد در این حوزه، آیندهای مطمئن برای مردم خود ترسیم کند.
در ایران نیز اهمیت این صنعت بر کسی پوشیده نیست. اما واقعیت تلخ آن است که با وجود پتانسیل های عظیم تولید و ظرفیت های مصرف، ساختار نهادههای دامی وغلات در کشور همچنان با چالشهای جدی روبهروست. فرسودگی زیرساختها، ناکارآمدی در زنجیره تأمین، فقدان سرمایهگذاری پایدار و عدم ثبات سیاستگذاری اقتصادی از جمله مسائلی هستند که این صنعت را با محدودیتهای جدی مواجه کردهاند. در چنین شرایطی، بازنگری اساسی در سیاستها، رویکردها و سرمایهگذاریها بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.
نگاشته در گفتوگویی اختصاصی با سیدپوریا طباطباییپور، مدیرعامل شرکت توسعه تجارت خاورمیانه آرمانی با تحلیل چالشها و موانع ساختار واردات نهادههای دامی و غلات به کشور پرداخته است.
به گفته طباطباییپور متاسفانه فرسودگی زیرساختها یکی از مشکلات عدیده در بخش واردات غلات است چراکه ناوگان حمل و نقل و سیستمهای انبارش و از همه مهم تر، زیر ساخت های بندری و گمرکی در این صنعت همچنان سنتی باقی مانده و بعضا فرسوده شده است. لذا این وضعیت نه تنها موجب افزایش هزینهها میشود، بلکه هدررفت منابع را نیز بالا میبرد. در کشوری که هر کیلو غله یا نهاده دامی ارزش استراتژیک دارد، هدررفت ناشی از ضعف لجستیک به معنای از دست دادن سرمایههای ملی و افزایش بی رویه هزینهها است.
وی با اشاره به اینکه ایران در زمینه تولید غلات و نهادههای دامی مزیت رقابتی بالایی نداشته و با چالشهای اقلیمی بزرگی مانند کمبود منابع آبی، فشار بر زمینهای کشاورزی و فرسایش خاک روبهروست، گفت: این محدودیتها باعث شده دستیابی به خودکفایی کامل نه تنها امکانپذیر نباشد بلکه منطقی نیز به نظر نرسد. حتی در بهترین شرایط، ظرفیت تولید داخلی نمیتواند پاسخگوی نیاز کامل کشور باشد.
این مدیر صنعت غلات ادامه داد: با توجه به محدودیتهای تولید صدرالذکر در سال های اخیر، واردات نهادههای دامی و غلات به یک ضرورت استراتژیک تبدیل شده است. برخلاف نگاههای انتقادی که واردات را بهعنوان ضعف میبینند، باید واقعبین بود که واردات هوشمندانه و بر اساس روند بازار داخلی و جهانی، شفاف و پایدار بخش جداییناپذیر زنجیره تأمین و امنیت غذایی در ایران است. این واردات، در کنار توسعه هدفمند تولید داخلی، میتواند امنیت غذایی کشور را تضمین کند.
واردات درست و هوشمندانه راهحل است، نه معضل
طباطباییپور در ادامه به نقش شرکتهای بخش خصوصی در امر واردات پرداخت و گفت: شرکتهای تخصصی فعال در حوزه واردات نقشی فراتر از تجارت صرف دارند. این شرکتها در عمل پل ارتباطی میان بازارهای جهانی و نیازهای داخلی هستند. اگر واردات بر اساس استانداردهای جهانی و نگاه آیندهمحور انجام شود، نه تنها تهدید نیست، بلکه یک فرصت ارزشمند برای صنعت محسوب میشود و می توان از این مزیت نسبی، بهره کامل برد چراکه شرکتهای واردکننده میتوانند زنجیره تأمین کالا را جاری و ساری نگه دارند. همچنین میتوانند با مدیریت حرفهای هزینهها، ثبات بیشتری در بازار داخلی ایجاد کرده و منافع بیشتری را متوجه سایر بخش های زنجیره علی الخصوص تولیدکنندگان نمایند و در نهایت با انتقال دانش و فناوریهای نوین، به بهبود کارایی زنجیره کمک کنند. به همین دلیل، نگاه به واردات باید تغییر کند؛ واردات درست و هوشمندانه راهحل است، نه معضل.
اما در رابطه با نقش دولت و ضرورت اصلاح سیاستها باید اذعان کرد که با وجود تلاشهای بخش خصوصی، پر واضح است که تحول اساسی بدون نقشآفرینی حاکمیت و سیاستگذاری های شفاف در سایه ثبات امکانپذیر نیست. دولت ها میتوانند و باید بستر لازم برای توسعه این صنعت را فراهم کند.
سه حوزه کلیدی برای اصلاحات دولتی عبارتند از:
- سرمایهگذاری و جذب سرمایه
ایجاد فضای امن، شفاف و جذاب برای سرمایهگذاری داخلی و خارجی، مهمترین پیششرط تحول است. قوانین دست و پا گیر،موانع پیش رو، بروکراسی پیچیده و نبود شفافیت، سرمایهگذاران را دلسرد میکند. اصلاح این روندها میتواند اعتماد و انگیزه لازم را به بخش خصوصی داخلی و خارجی بدهد. - نوسازی زیرساختها
توسعه ناوگان حملونقل مدرن و ایجاد زیرساخت های نوین در بنادر، دیجیتالیسازی فرآیندها و ایجاد سیستمهای هوشمند انبارداری، اقداماتی هستند که تنها با همکاری نزدیک دولت و بخش خصوصی امکانپذیر است. - سیاستگذاری پایدار
تغییرات ناگهانی در قوانین و مقررات که بزرگترین چالش وارد کنندگان هست (نظیر موضوعات مرتبط با ثبت سفارش و سهمیه ها، دستورالعملهای ارزی و …) مانع رشد پایدار این صنعت است. دولت ها باید با چشم اندازی بلندمدت ولی پایدار، سیاست هایی تدوین کنند که هم اعتماد بخش خصوصی را جلب کنند و هم زمینه توسعه را فراهم سازد. البته با توجه به اهمیت ثبات سیاست گذاری در این حوزه و تغییرات موعدی دولت ها، به نظر می رسد در این زمینه عزمی حاکمیتی و کلان حول محور امنیت غذایی کشور نیاز باشد.
آزادسازی تدریجی قیمتها؛ شاه کلید رفع مشکلات ارزی در صنعت غلات
طباطباییپور در ادامه یکی از پیچیدهترین موضوعات در این صنعت، را بحث قیمتگذاری و مدیریت ارزی دانست و افزود: در سالهای اخیر، نرخ ارز در محدودهای نسبتاً مشخص قرار گرفته و این موضوع امکان برنامهریزی نسبی را برای فعالان بازار فراهم کرده است. با این حال، تثبیت های دستوری در بخش قیمتگذاری کالاها و محدودیتهای مربوط به نرخ ارز، مانع از شکلگیری یک بازار رقابتی واقعی میشود.
لذا راهحل پیشنهادی بسیاری از کارشناسان اقتصادی و صاحبین نظر، آزادسازی تدریجی قیمتها است. چه در بخش داخلی و چه در حوزه ارزی، آزادسازی قیمت ها میتواند با ایجاد فضای رقابتی، بهرهوری را بالا ببرد و کارایی زنجیره تأمین را افزایش دهد. اما این اقدام پرریسک است؛ اگر بدون سیاستهای حمایتی و برنامهریزی دقیق انجام شود، میتواند به تورم شدید و فشار بر مصرفکننده منجر شود. بنابراین، آزادسازی باید مرحلهای و هوشمندانه باشد، همراه با سیاستهای جبرانی برای حمایت از مصرفکننده و تولیدکننده. لذا باید آزاد سازی قیمت ها با مشارکت تصمیم گیری بخش خصوصی صورت گیرد تا در تجارت کالاهای اساسی شاهد کاهش خروج بی رویه ارز از کشور و افزایش رقابت در بازار داخلی باشیم که قطعا منافع کلان این دو مورد، متوجه تمامی ابعاد زنجیره غذایی خواهد بود.
چرا صنعت غلات و نهادههای دامی در نقطه عطف تاریخی قرار دارد؟
وی در خاتمه با تاکید بر اینکه صنعت نهادههای دامی و غلات در ایران در نقطه عطف تاریخی قرار دارد، گفت: از یک سو، چالشهای ساختاری و محدودیتهای اقلیمی، این صنعت را به شدت تحت فشار قرار دادهاند. از سوی دیگر، فرصتهای بزرگی برای تحول از طریق سرمایهگذاری، نوسازی زیرساختها، و استفاده از ظرفیتهای بخش خصوصی و واردات وجود دارد.
بنابراین آینده این صنعت در گرو همکاری دولت، همت بخش خصوصی و اعتماد سرمایهگذاران است. تولید داخلی باید در حد توان تقویت شود، واردات باید به شکلی پایدار و شفاف مدیریت گردد، و سیاستهای کلان باید به سمت ایجاد بسترهای رقابتی و امنیت سرمایه گذاری حرکت کند.
ما باور داریم که آیندهای پایدار برای صنعت نهادههای دامی و غلات تنها با همافزایی همه بازیگران امکانپذیر بوده و “تجارت ایده آل” قلمداد می گردد. اگر امروز تصمیمهای درست گرفته شود، فردا میتوانیم نهتنها امنیت غذایی کشور را تضمین کنیم، بلکه این صنعت را به موتور محرک توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران بدل سازیم و امنیت غذایی نسل آینده را برای ایرانی آباد فراهم آوریم.




