تأثیر طوفان ترامپ بر اقتصاد ایران و نقش قدرتهای نوظهور
اقتصاددان و تحلیلگر مسائل اوراسیا مطرح کرد

ایالاتمتحده آمریکا با سهم تقریبی ۲۵ درصدی از اقتصاد جهانی، بزرگترین اقتصاد دنیا و یکی از اثرگذارترین کشورها در صحنه بینالمللی شناخته میشود. ازآنجاکه این کشور نقش مهمی در اقتصاد و سیاست جهانی ایفا میکند، انتخابات ریاستجمهوری آمریکا بهویژه برای فعالان اقتصادی و سیاسی در سطح جهانی اهمیت بالایی دارد و میتواند وضعیت تمامی بازارهای مالی را تغییر دهد و حتی در سوددهی یا زیاندهی بازارها اثرگذار باشد.
نگاشته در این شماره در گفتوگو با مهدی خورسند، اقتصاددان و تحلیلگر مسائل بینالملل و اوراسیا، چشمانداز اقتصاد ایران را با توجه به روی کار آمدن ترامپ تشریح کرده است.
به گفته خورسند، در طول دو سده گذشته، اقتصاد ایران دچار تورم ساختاری بوده و نظام جمهوری اسلامی میراثدار این تورم بوده است.
وی افزود: تلاطمها و تکانههای خارجی ناشی از فشارهای خارجی و تحریمهای بینالمللی و البته اصرار دولتمردان برای استقلال اقتصادی و خارج کردن اتکای اقتصادی کشور از عرصه بینالملل سبب شده است اقتصاد ایران نسبت به هر تکانه خارجی و تغییرات در روابط با آمریکا حساس شود و شاهد افزایش تلاطمهای بازار ارز، طلا، مسکن، خودرو و بازار سرمایه در ایران باشیم.
وی درباره روی کار آمدن ترامپ و تأثیرات آن بر اقتصاد ایران گفت: با توجه به اینکه ترامپ تجربه یک دوره فشار بر روی ایران و کسب نتیجه از آن را دارد، همچنان در تلاش است تا با تثبیت فشار بر ایران به نتیجه مطلوب خود برسد.
از سوی دیگر، ایران نیز در کنار برخی دیگر از قدرتهای نوظهور بینالمللی همچون چین، روسیه، برزیل و هند که از حیث قدرت در نظام بینالملل دارای سهم بیشتری هستند، به دنبال تأثیرگذاری و سهم بیشتر در نظام جهانی است. بنابراین تلاش این قدرتهای نوظهور سبب شده است آمریکاییها جایگاه هژمونی خود را تحت شعاع ببینند که این موضوع از ابتدای قرن 21 شدت بیشتری گرفته است.
کاهش 30 درصدی سهم دلار در ذخایر بانک مرکزی
یکی دیگر از عواملی که سبب شده است آمریکاییها جایگاه خود را در خطر ببینند، این است که افول قدرت آمریکا در نظام بینالملل طی 40 سال گذشته روند قابلملاحظهای داشته و این اواخر نیز شدت گرفته است؛ زیرا آمارهای بینالمللی نشان میدهد که فاصله اختلاف قدرت اقتصادی آمریکا با قدرتهای نوظهور مانند چین در دهههای گذشته به حداقلترین میزان رسیده است و سهم دلار نیز از 75 درصد در سالهای پس از جنگ جهانی دوم در ذخایر بانک مرکزی دنیا امروز به زیر 50 درصد رسیده است و این موضوع چهبسا زنگ خطر جدی برای آمریکا در نظام بینالملل باشد.
این تحلیلگر ادامه داد: با توجه به جایگاه ابرقدرتی آمریکا، ترامپ نیز با رویکرد فاصله گرفتن از اقتصادهای نوظهور، با تئوری راننده دیوانه به دنبال آن است که طی اقدامات دیوانهوار و غیرمنطقی در نظام بینالملل، رقبای اصلی خود را تحت شعاع قرار دهد. برای مثال در ابتدای امر، خواهان این بود که کانادا یکی از ایالتهای آمریکا شود یا اینکه گرینلند را تصاحب کند. در واقع تمام این موارد، مقدمهای برای ایجاد رعب و وحشت از سوی آمریکا است تا بتواند ترس در جان رقبای استراتژیک و دشمنان خود در نظام بینالملل بیندازد. در خصوص ایران نیز این سیاست را در پیش گرفته است که با فشار تحریمی، ایران را به کنار گذاشتن تمام دستاوردهای هستهای و انجام مذاکره وادار سازد.
وی با اشاره به اینکه اقتصاد و توسعه از ناامنی و نااطمینانی گریزان است، گفت: آمریکاییها با استفاده از تئوری راننده دیوانه به دنبال ایجاد بیاعتمادی در فضای بینالملل بهویژه در حوزه اقتصادی هستند، زیرا در این وضعیت، اقتصاد بسان آدمی است که در مواجهه با یک راننده دیوانه که با سرعت زیاد به سمت او میآید، پا به فرار میگذارد و پریشان و آشفته میشود. آمریکاییها به دنبال آن هستند که با این رویکرد دیوانهوار و قاعدهشکنی در نظام بینالملل، رقبای خود را دچار آشفتگی کنند.
روسیه یا چین؛کدامیک در برابر امریکا رویکرد تدافعی دارند؟
در این خصوص کشورهای روسیه و چین رویکردهای متفاوتی نسبت به تئوری راننده دیوانه ترامپ در پیش گرفتهاند. برای مثال پسازآن که روسیه بهعنوان یکی از اعضای بریکس مدعی شد که به دنبال ایجاد ارز جدید است، آمریکا با اقدام به اعمال تعرفههای 100 درصدی در برابر ادعای این کشور واکنش نشان داد و روسیه نیز بلافاصله از این موضع عقبنشینی کرد و اعلام کرد اقدام به ایجاد ارز جدید نخواهد کرد؛ اما برخلاف موضع منطقی روسها به نظر میرسد که چینیها رویکرد تدافعی در پیش گرفتهاند. در این میان، ایران نیز با توجه به اینکه حجم اقتصادی چین و روسیه را ندارد و کشوری وابسته است، با چنین تکانههای خارجی، دچار آشفتگی بیشتر میشود.
وی در پایان اظهار امیدواری کرد: امید داریم ایران با بهرهگیری از توانمندیها و ظرفیتهای خود بهویژه توافقات و همکاریهای منطقهای با قدرتهای نوظهور میتواند با این بحران و طوفانی که ترامپ مسبب آن بوده است، مقابله کند و بهسلامت از آن بگذرد.




