ریسک تجارت غلات با تامینکنندگان شمال بیشتر است یا جنوب؟!
پیشنهاد میربیزینس بانک برای رفع مشکلات پرداختهای ارزی تاجران ایران

آقای دکتر هادی بیک با حدود 30 سال تجربه در زمینه واردات انواع غلات شامل گندم، ذرت و جو دامی، انواع دانههای روغنی، شکرخام، کودهای شیمیایی و … فعالیت کرده است و مدیریت خرید خارجی شرکت بازرگانی دولتی ایران را در کارنامه خود دارد.
وی در طول این سالها توانسته است با کسب مهارت و اندوختههای داخلی و جهانی به یکی از مهرههای مهم در تجارت غلات در کشور تبدیل شود و علاوه بر تأمین غلات موردنیاز کشور و فعالیتهای بازرگانی به فعالان این صنعت، مشاوره و ایده دهد. گفتوگوی ما را با ایشان هماکنون ، در ادامه میخوانید.
از دیرباز تا کنون غلات در سبد غذایی و اقتصاد کشور سهم بسزایی داشته است؛ بنابراین بررسی نقاط قوت و ضعف غلات کشور و شناخت دقیق جایگاه ایران در بازار جهانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. خوشبختانه حضور مدیران آگاه در کشور موجب شده است ایران در بازار پر ریسک و پر نوسان جهانی غلات، موفق ظاهر شود. در این خصوص نگاشته میزبان یکی از مدیران باتجربه و باسابقه صنعت تجارت غلات شده است تا ضمن واکاوی چالشهای صنعت غلات، چشمانداز این صنعت در آینده را ترسیم کند.
آقای دکتر هادی بیک با حدود 30 سال تجربه در زمینه واردات انواع غلات شامل گندم، ذرت و جو دامی، انواع دانههای روغنی، شکرخام، کودهای شیمیایی و … فعالیت کرده است و مدیریت خرید خارجی شرکت بازرگانی دولتی ایران را در کارنامه خود دارد. وی در طول این سالها توانسته است با کسب مهارت و اندوختههای داخلی و جهانی به یکی از مهرههای مهم در تجارت غلات در کشور تبدیل شود و علاوه بر تأمین غلات موردنیاز کشور و فعالیتهای بازرگانی به فعالان این صنعت، مشاوره و ایده دهد. گفتوگوی ما را با ایشان هماکنون ، در ادامه میخوانید.
بیک در ابتدا ضمن تشریح وضعیت تأمینکنندگان در منطقه شمال و جنوب گفت: در حال حاضر تعداد بازیگران مربوط به تأمین غلات در مارکت شمال نسبت به خریداران محدودتر است و با وجود اینکه تأمین و تدارک کشتی 3 هزار تنی در شمال در مقایسه با کشتیهای پانامکس 70 هزار تنی برای مقاصد جنوب کشور آسانتر است، اما بسیاری از این تأمینکنندگان بر بازار کالای اساسی ایران تسلط کافی ندارند؛ بهگونهای که در برهههایی سود خوبی از بازار صید میکنند، اما بهمحض رویارویی با سختیها و مشکلات، قادر به مدیریت مناسب شرایط و وضعیت حاکم بر بازارنیستند و با تحمیل ضرر و زیان، ناگزیر به ترک بازار عرضه ایران میشوند؛ بنابراین شاهد ورود و خروج بسیار تأمینکنندگان در بازار شمال ایران هستیم؛ اما با تمام این نوسانات، دست اندرکاران اصلی بازار توانسته اند همچنان تأمینکنندگان سنتی و قدیمی خود را حفظ کنند.
وی در ادامه افزود: نوع تجارت غلات رایج در شمال و جنوب متفاوت است و در واقع حجم میزان واردات از جنوب چندین برابر بنادر شمالی کشور است، چراکه بنادر جنوبی کشور ازنظر تعداد اسکله، سطح آبخوراسکله ها، تعداد کشتیهای سایز بزرگ ورودی و خروجی، وضعیت بهتری نسبت به بنادر شمالی دارند،علاوه بر این وضعیت لجستیک در جنوب بسیار سازماندهیتر از شمال است و تأمینکنندگان معتبر و شناختهشده همچون شرکتهای بین المللی عرضه کننده مانند بونگه، کارگیل، اولام در جنوب بطور معمول فعال هستند که ریسک تجارت با آنها به دلیل توان اجرایی بالا و آشنایی با ابزارهای بینالمللی تأمین کالا مانند بازار بورس، تسلط بر بازارهایfuture و کارکردهای مختلف آن، بسیار کمتر از تأمینکنندگان شمال است.
پریمیومهای بازار جنوب شفافتر است یا شمال؟
بیک با اشاره به اینکه پریمیومهای بازارهای جنوب بسیار شفافتر است، گفت: میزان سرمایه و تراکنشهای صورت گرفته در بازار جنوب بهمراتب بسیار بیشتر از بازار شمال است و همین امر سبب شده تعداد بازیگران این بازار محدود اما قدَر باشند. از سوی دیگر، بیشتر این واردکنندگان و بازیگران با قوامبخشی به ساختار خود، به ساخت اسکله اختصاصی در بنادر جنوبی اقدام کرده و از لحظه پهلوگیری کشتی تا تحویل بار را تماماً تحت کنترل و اختیارخود دارند.
اما در بازار شمال، کاغذ بهگونهای دیگر ورق میخورد. در فصول برداشت محصولات، حجم تقاضا و به تبع آن، میزان ورودی به کشور معمولا بسیار بالاست و همین امر سبب میشود بسیاری از واردکنندگان کالاهای اساسی که از قبل به اندازه کافی برای انبارها و سولههای ذخیرهسازی خود تدارک لازم و کافی را ندیدهاند؛ کشتی حامل بار آنان به دلیل توقف طولانی، متحمل پرداخت دموراژهای سنگین میشوند.
بیک در ادامه به تشریح انواع ریسک در بازار و تجارت غلات پرداخت و گفت: ریسکهای ارگانیز شده از ریسکهایی است که تاجر از پیش نسبت به آن باخبر است و میتوان برای مدیریت این نوع ریسک، ابزارهای لازم را به کار برد اما برخی موارد شامل ریسکهای کمتر قابل پیش بینی است؛ برای مثال در شمال در برخی از فصول شاهد یخ زدن ولگا هستیم که در این شرایط معمولاً نرخ کرایه کشتیها و تراکم بار افزایش مییابد و به دنبال آن، تراکم صف تخلیه کشتیها نیز بیشتر میشود، و این موضوع از قبل پیش بینی میشود، بهطورمثال سال گذشته در زمان یخزدگی ولگا نرخ کرایههای حمل به حدود 90 دلار در هرتن رشد پیدا کرد و در حال حاضر به 22 تا 25 دلار رسیده است؛ بنابراین آبوهوا و میزان تقاضا از آیتمهای مهمی هستند که بر نرخ کرایه حمل تأثیر میگذارند و میتوان این دسته از ریسکها را پیشبینی کرد.

وی با اشاره به اینکه در بحث محصولات کشاورزی نیمکره شمالی و جنوبی عکس یکدیگر هستند، افزود: زمانی که نیمکره شمالی در حال برداشت محصول است، در نیمکره جنوبی به کاشت محصول مشغول هستند؛ بنابراین در زمان کسری عرضه نهادهها باید نیاز کشور از سمت برزیل و آرژانتین به سایر کشورهای دیگر منجمله روسیه، اوکراین و رومانی تأمین شود.
البته پس از بروز جنگ روسیه و اوکراین، ارتباط تجاری مستقیم میان ایران و اوکراین تضعیف شد و تأمین نیاز کشور بیشتر از بازار انجام روسیه شد. همچنین در برههای از زمان تعاملات تجاری خوبی میان ایران و قزاقستان برقرار بود که در حال حاضر بسیار کمرنگ شده است.
مردود شدن برخی از شرکتهای بازرسی معتبر در فرایند بازرسی غلات
ایشان در ادامه درباره ریسکهای کیفی غلات وارداتی اظهار کرد: گاها علیرغم وجود قوانین و استانداردهای سختگیرانه در ایران در بحث غلات وارداتی با مشکلات کیفی روبهرو میشویم. علاوه بر این، متأسفانه شرکتهای بازرسی بینالمللی که وظیفه کنترل کیفیت و کمیت محموله بر روی کشتی را دارند و باید گواهی بازرسی را صادر کنند، با وجود برخورداری از اعتبار و نامهای شناختهشده، عملکرد قوی و قابل قبولی ندارند. لذا نیاز است که صاحبان بار یا تأمینکنندگان در زمان بارگیری در مبدا و تخلیه بار در مقصد حتماً نمایندگان معتمدشان نیزحضور داشته باشند.
وی در پاسخ به این پرسش که بازرسی در مبدأ مهمتر است یا مقصد گفت: وقتی بازرسی را به آینده و مقصد تحمیل کنیم، برای آن هزینهای را ایجاد کردهایم که آن را باید خریدار پرداخت کند که درنهایت هزینه تمامشده کالا را افزایش میدهد که در این شرایط، امکان رقابت با سایر رقبا وجود ندارد.
زنگ خطر ذخیرهسازی غیر استاندادر غلات در مبدا و مقصد!
بیک ادامه داد: فارغ از چالشهای کیفی و کمی غلات، برخی بنادر شمالی به کشتیهای دارای پرچم ایران اجازه پهلوگیری نمیدهند که این موضوع فرآیند تجارت را برای ایران سخت میکند. البته با وجود انجام عقد و امضا چندین پروتکل مبنی بر همکاری میان ایران و روسیه و راهاندازی همکاریهای بین المللی بالخصوص بریکس، این مشکل همچنان به قوت خود باقی است.
مشکل بعدی مربوط به مقوله نگهداری و تأمین کالا در کشورهای مبدأ است. متأسفانه همانگونه که در ایران برای بحث نگهداری و ذخیرهسازی با مشکل روبهرو هستیم، در مناطقی مانند آستاراخان و ماخاچکلا نیز انبارهای مجهز و آمادهای وجود ندارد؛ بنابراین ضروری است که فعالان صنعت با سرمایهگذاری در این بخش بتوانند بندر را در اختیار بگیرند. البته در حال حاضر تعدادی از شرکتهای ایرانی نیز سرمایه گذاری در این زمینه را شروع کردهاند.
دریافت 10 تا 30 درصدپیش توسط فروشندگان روسی بابت فروش غلات
این فعال حوزه صنعت در ادامه مقوله پرداخت را یکی از چالشهای اساسی در فرآیند تجارت غلات دانست و گفت: تجار روس در حالت سنتی معمولاً بین 10 تا 30 درصد هزینه فروش محصول را بهصورت پیش دریافت میکنند. سپس بهمحض صدور اسناد، بارگیری، صدور بارنامه و تحویل کپی اسناد پیش از آنکه کشتی به بندر برسد، خریدار باید باقی وجه کالا را با فروشنده تسویه کند. البته بهتازگی ابزارهای LC از سوی بانک سپه، بانک ملی، تجارت و صادرات در دستور کار قرار گرفته است. البته مراحل اولیه را میگذراند و هنوز مورد موفقی در خصوص انجام موفقیت آمیز گزارش نشده است.
اشکالات وارده به پرداخت بهای غلات وارداتی از طریق LC
یادآور میشوم، مدتی پیش سه بانک میربیزنس، ازبر و وی تی به بانک مرکزی ایران اعلام آمادگی کردند تا بهصورت LC فرآیند پرداخت تجارت را پیش ببرند. این شیوه باوجودآنکه ریسک خریدار و فروشنده را تا حد قابلتوجهی کاهش میدهد؛ اما با اشکالاتی روبهرو است. در بحث تجارت با جنوب از زمان صدور فرآیند اسناد و بارنامه تا زمانی که بار به کشور میرسد، حدود 40 روز زمان میبرد. در فاصله این 40 روز بانک اسناد و مدارک را چک میکند و در صورت عدم مغایرت، اجازه معامله را صادر میکند؛ اما در بحث تجارت با شمال از لحظه اتمام بارگیری و صدور بارنامه تا زمانی که کشتی وارد بنادر ایران میشود، معمولاً یکفاصله زمانی سهروزه و تا دورترین نقطه ۵ روز زمان میبرد که در این فاصله اسناد کامل نشده است و بازرسی معمولاً دو هفته طول میکشد. درنتیجه اسناد واصله به دست خریدار ایرانی در کمترین حالت ممکن شامل یک invoice و یک سری بارنامه میتواند باشد.
با توجه به این موضوع، میر بیزینس بانک اعلام کرده است: برای کاهش ریسک فروشنده و جلب اطمینانخاطر او از لحاظ وصول اسناد باید در قسمت payment 47 درج شود که بر اساس حداقل اسناد (شامل invoice و یک سری اصل بارنامه)، اجازه داده شده است که کالا مورد معامله قرار بگیرد و درعینحال فروشنده نیز متعهد شود تا باقی اسناد را ظرف مدتزمان مقرر بهصورت اورجینال از طریق سیستم بانکی به خریدار انتقال دهد تا خریدار بتواند کالا را با کمترین معطلی در ایران ترخیص کند.

پیشنهاد نمایندگی VTB بانک برای رفع مشکل نقل و انتقال ارزی تجار ایرانی
وی ادامه داد: یکی از مشکلات اساسی ما در بخش نقلوانتقال این است که تخصیص ارزبرای خریدار همزمان با معامله اسناد روی LC انجام نمیشود؛ اما چندی پیش نمایندگی VTBاعلام کرد که میتواند این دو فرآیند تخصیص ارز و معامله اسناد تجاری را همزمان اعمال کند. در صورت تحقق این موضوع، مشکلات بیمه و لجستیک نیز به کمترین سطح ممکن میرسد.
در حال حاضر تجار ایرانی برای واردات غلات، ناچار به انجام دومرتبه سرمایهگذاری همزمان هستند؛ یک بار با ارز آزاد و با سرمایه شخصی اقدام به خرید کالا میکنند و پس از اظهار کالا و فروش آن در سامانه جامع بازارگاه حدود 4 تا 5 ماه طول میکشد که تخصیص ارز برای آنان صورت بگیرد؛ بنابراین درصورتیکه بتوانیم با LC کار کنیم، شرایط بمراتب خیلی بهتر میشود.
پیوستن ایران به بریکس؛ نقطه عطفی برای تجارت کشور
دکتر هادی بیک در پایان ضمن تأکید بر تقویت جایگاه ایران در کریدور شمال-جنوب گفت: در صورت فعالسازی کریدور شمال- جنوب، ایران میتواند با استفاده از مزایای روسیه کالاهایی را یا بهصورت مستقیم به کشورهای همسایه مانند عراق و افغانستان ترانزیت و یا با گندم روسیه سوآپ کند.
فارغ از کریدور شمال- جنوب، پیوستن ایران به گروه بریکس که شامل کشورهای برزیل، روسیه، امارات، عربستان و چین است، این امکان را فراهم میکند تا میزان مراودات ایران را به بالاترین سطح برساند و نقطه عطفی برای ایران باشد.




