چرا دولت مانع از حرکت اسب زین شده بخش خصوصی در حوزه تجارت غلات شده است؟
اسب زینشده تبدیل ایران به هاب غلات در انتظار تدبیری راهگشا

ﻋﻤﺪه ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻏﻼت روﺳﯿﻪ در منطقهای ﻣﺤﺼﻮر میان اوﮐﺮاﯾﻦ و ﻗﺰاﻗﺴﺘﺎن در ﺧﺸﮑﯽ و در ﺟﻮار درﻳﺎی خزر و درﻳﺎی ﺳﯿﺎه اﺳﺖ. دریای سیاه با توجه به قرارگیری در مرکز نواحی تولید عمده غلات در جهان، یکی از بزرگترین قطبهای صادرات و تولید غلات همواره مطرح است و از آن با نام هاب غلات دریای سیاه یاد میکنند. بااینحال، ﺗﮑﻤﯿﻞ زیرساختهای ﺣﻤﻞ در ﮐﺮﻳﺪور ﺷﻤﺎل – ﺟﻨﻮب و ﻧﺰدیکتر ﺷﺪن ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺣﻤﻞ از مبدأ ﺗﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻘﺎﺻﺪ ﺻﺎدراﺗﯽ ﺟﺪﯾﺪ از ﻃﺮﻳﻖ اﯾﻦ ﮐﺮﻳﺪور، ﻧﻮﯾﺪ شکلگیری ﯾﮏ ﻣﺴﯿﺮ تازه ﺑﺮای ﺻﺎدرات ﻏﻼت از ﺳﻪ ﻣﺴﯿﺮ رﻳﻠﯽ –جادهای ﺷﺮق و ﻏﺮب درﻳﺎی خزر و ﻣﺴﯿﺮ درﻳﺎﯾﯽ خزر اﺳﺖ.
اما این روزها در سایه بیتدبیریهای سیاستمداران و بسته بودن اقتصاد ایران بهسرعت فرصتهای پیشروی کشورمان در حال از بین رفتن است. حال باید دید دولت چهاردهم چگونه میخواهد جراحت ستون فقرات اقتصاد ایران را ترمیم کند؟
نگاشته در این شماره، میزبان سید محمدرضا مرتضوی، رئیس هیئتمدیره کانون انجمنهای صنفی غذایی ایران و عضو هیئتمدیره انجمن غلات شده است تا ضمن آسیبشناسی اقتصاد ایران، دلایل ناکامی ایران در تبدیل به هاب غلات را بررسی کند.
به گفته مرتضوی، اتفاقات ارزی فعلی کشور همچون نوسانات نرخ ارز، تغییر در دستورالعملها، عبور از ارز ترجیحی و ورود به ارز توافقی اولین بار نیست که در اقتصاد ایران اتفاق میافتد. فقط اسامی است که با هم متفاوت است و تمام اینها ریشه در عدم تعادل در اقتصاد ملی است.
وی ادامه داد: هیچ دولتی نمیتواند مدعی رفع مشکلات کشور شود؛ چراکه با وجود کسری بودجه، نرخ تورم 50 درصدی، ناترازی انرژی، پرداختیهای سنگین بابت یارانه در تمام حوزهها همچون انرژی، نفت، گاز، آرد و نان عملاً رفع مشکلات با در پیش گرفتن تکنیکهای گذشته محقق نخواهد شد. برای مثال در برههای ارز جهانگیری را داشتیم، پس از مدتی، این ارز به ارز ترجیحی تبدیل شد و اکنون به ارز نرخ بازار تغییر اسم داده است. در زمان دولت مرحوم رئیسی 5 تا 6 نرخ ارز در کشور وجود داشت و اینک نیز همان نسخههای قدیم ارزی در کشور وجود دارد و در حال حاضر ارز ترجیحی به ارز توافقی تبدیل شده است. ارز توافقی که قیمت آن حدود 64 هزار تومان است؛ اما دلار بازار آزاد به بیش از 80 هزار تومان رسیده است و قیمت ارز توافقی فاصله قابلتوجهی را با ارز بازار آزاد پیدا کرده است.
آشفتهبازار اقتصاد ایران از کجا آب میخورد؟
اما این آشفتهبازار در اقتصاد ایران از کجا نشأت میگیرد؟ متأسفانه دستگاه عریض و طویل و بیفایدهای به نام بروکراسی اداری در کشور ایجاد کردهایم که به دنبال آن در تمام زمینهها، شرکتهای زیانده دولتی به وجود آمدهاند و در نتیجه اقتصادی نامتعادل طراحی شده است.
مرتضوی در ادامه با انتقاد از بیبرنامگی دولتها در کشور گفت: حدود 7 سال پیش به بخش خصوصی توصیه کردیم که در بخش تولید برق سرمایهگذاری کند که بر همین اساس، کارخانههایی در حوزه نیروگاه سرمایهگذاری کردند؛ اما متأسفانه دولت وقت تا دو سال پول بخش خصوصی را پرداخت نکرد و همین مسئله سبب شد نهضت سرمایهگذاری بخش خصوصی در بخش تولید برق متوقف شود. اگر این نهضت ادامه پیدا کرده بود، قطعاً امروز بخش خصوصی توان تولید 7 هزار مگاوات برق را داشت یا در حوزه انرژی بنا به اذعان رئیسجمهور در کشوربا قاچاق 20 میلیون لیتر بنزین مواجه هستیم. آیا این حجم از قاچاق بنزین میتواند به دست انسانهای عادی صورت بگیرد؟!
آقای وزیر جهاد کشاورزی! لطفاً به سامانهها دل نبندید!
عضو هیئتمدیره انجمن غلات در ادامه اظهار کرد: در حوزه کشاورزی نیز وزیر جهاد کشاورزی فرمودهاند که از طریق درگاههای هوشمند الکترونیکی مانند سامانه بازارگاه با انواع فساد مقابله شده است؛ اما این گفته صحت ندارد، زیرا پولهای محدود در این سامانهها جمع گردیده و مجموع آن در قالب پولهای کلان به چای دبش یا شرکت آرین تجارت پرداخت شده است؛ بنابراین بهتر است که آقای وزیر جهاد کشاورزی به این سامانهها دل نبندد، چراکه این سامانهها بهعنوان ابزاری مدرن فقط برای تولید اطلاعات، کارآمد هستند. از سوی دیگر، محدود کردن تجارت با سهمیهبندی نادرستترین شیوه ممکن است که فساد گسترده را به دنبال داشته باشد. در واقع هر مسئولی که روی کار میآید، مدل جدیدی را ابداع میکند که در این مدلها فقط بازیگران عوض میشوند و درنهایت هیچ منفعتی عاید مردم نخواهد شد.
چرا دست اقتصاد ایران از GDP 2500 میلیاردی کوتاه ماند؟
مرتضوی در ادامه ضمن تشریح جایگاه اقتصادی ایران گفت: اگر اقتصاد ایران به روند خود در دهه 50 ادامه میداد، اکنون بهجای آنکه GDP ایران 300 میلیارد دلار باشد، رقم 2500 میلیارد دلار را ثبت کرده بود. برای مثال دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی، تنها دورانی بود که بیشترین پول خارجی وارد ایران شد.
وی در بخش دیگر این گفتوگو به مقوله تجارت غلات و وضعیت زیرساختهای ایران برای تبدیل به هاب غلات اشاره کرد و افزود: سالانه 25 میلیون تن غلات وارد ایران میشود که با توجه به موقعیت ایران در کریدورهای مختلف، ما میتوانیم به بهترین شکل ممکن از این فرصت جهت ارزآوری برای کشور استفاده کنیم.
زوال اعتبار بینالمللی GTC در بازارهای جهانی/ بخش خصوصی ایران خوشنام در بازارهای جهانی
مرتضوی معتقد است: وجود تریدرهای ایرانی که در سطح جهانی دارای اعتبار باشد، از اهمیت فراوانی در صنعت غلات برخوردار است. در گذشته شرکت بازرگانی دولتی ایران دارای اعتبار بسیاری نزد فروشندگان خارجی بود و بازارهای بینالمللی این شرکت را بهعنوان یکی از متولیان خرید میشناختند.
اما در حال حاضر فقط 5 تا 6 شرکت خصوصی در ایران است که بهواسطه اعتبار سی چهل ساله خود در بازار جهانی غلات و اسمورسمی که دارند، میتوانند با اعتبارات شخصی اقدام به خرید غلات کنند که دولت معمولاً بدهی خود به این تجار را با تأخیر شش ماهه پرداخت میکند.
از سوی دیگر، در حال حاضر، بخش خصوصی علاوه بر ساخت کارخانههای بزرگ در بنادر، امکانات بسیاری را در بندرها برای تخلیه کشتیها ایجاد کرده است و با تأسیس شرکتهای بزرگ حملونقل ترکیبی، فرآیند لجستیک را بر عهده گرفته است.
ظرفیت 3 میلیون تنی سیلوهای بخش خصوصی در بنادر
رئیس هیئتمدیره کانون انجمنهای صنفی غذایی ایران با اشاره به اینکه بخش خصوصی در حال حاضر حدود 2 تا 3 میلیون تن سیلو در بنادر ایران دارد، گفت: بخش خصوصی با امکانات و پتانسیلهایی که ایجاد کرده است، حکم اسب زینشدهای را دارد که در انتظار تدبیری اساسی برای بهرهگیری از این امکانات است.
ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی خود از سمت شمال به بازار کشورهایی همچون روسیه، اوکراین، قزاقستان و از سمت جنوب نیز به بازار حاشیه خلیجفارس دسترسی دارد که این امتیاز خاص میتواند ایران را به هاب غلات تبدیل کند. البته تحقق این موضوع، به ابزار و ایجاد شرایط عادی در کشور نیاز دارد که بخش خصوصی این بستر را فراهم کرده است.
مرتضوی با انتقاد از شرایط کشور و اقتصاد بسته ایران گفت: در حال حاضر رونمای اقتصاد ایران زیباست اما زیربنا سست و بنا در حال ویرانی است. درصورتیکه شرایط اقتصادی به همین وضعیت پیش برود، همین اقتصاد 300 میلیارد دلاری نیز روزبهروز نزولیتر میشود و منابع و منافع کشور زایل خواهد شد. بنای اقتصاد یک کشور زمانی قرص و محکم خواهد شد که مراودات اقتصادی شکل بگیرد و منافع مشترک توسعه یابد. در چنین شرایطی، ایجاد زمینه برقراری مناسبات و معاهداتی همچون بریکس میتواند به بازار غلات ایران کمک کند؛ چراکه در بازار غلات، کشورهایی همچون چین، روسیه، قزاقستان و اوکراین جزء بازیگران اصلی غلات هستند.
مرتضوی در پایان ضمن هشدار درباره خطر نابودی فرصتها و پتانسیلهای ایران در بخش غلات تصریح کرد: درصورتیکه در بهرهگیری و بهکارگیری سرمایهگذاریهای صورتگرفته در حوزه غلات تعلل صورت بگیرد، سایر کشورها جایگزین ایران خواهند شد؛ همانگونه که در حوزه گاز تعلل کردیم و قطر جای ما را گرفت.
ﻋﻤﺪه ﺗﻮﻟﯿﺪ ﻏﻼت روﺳﯿﻪ در منطقهای ﻣﺤﺼﻮر میان اوﮐﺮاﯾﻦ و ﻗﺰاﻗﺴﺘﺎن در ﺧﺸﮑﯽ و در ﺟﻮار درﻳﺎی خزر و درﻳﺎی ﺳﯿﺎه اﺳﺖ. دریای سیاه با توجه به قرارگیری در مرکز نواحی تولید عمده غلات در جهان، یکی از بزرگترین قطبهای صادرات و تولید غلات همواره مطرح است و از آن با نام هاب غلات دریای سیاه یاد میکنند. بااینحال، ﺗﮑﻤﯿﻞ زیرساختهای ﺣﻤﻞ در ﮐﺮﻳﺪور ﺷﻤﺎل – ﺟﻨﻮب و ﻧﺰدیکتر ﺷﺪن ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺣﻤﻞ از مبدأ ﺗﺎ ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻘﺎﺻﺪ ﺻﺎدراﺗﯽ ﺟﺪﯾﺪ از ﻃﺮﻳﻖ اﯾﻦ ﮐﺮﻳﺪور، ﻧﻮﯾﺪ شکلگیری ﯾﮏ ﻣﺴﯿﺮ تازه ﺑﺮای ﺻﺎدرات ﻏﻼت از ﺳﻪ ﻣﺴﯿﺮ رﻳﻠﯽ –جادهای ﺷﺮق و ﻏﺮب درﻳﺎی خزر و ﻣﺴﯿﺮ درﻳﺎﯾﯽ خزر اﺳﺖ.


