پیامدهای احتمالی حمله نظامی اسرائیل به ایران بر اقتصاد ملی، بخش کشاورزی و امنیت غذایی کشور
امیرحسین شاهمیر، نماینده سابق ایران نزد سازمان بینالمللی کار و مدیرکل سابق اداره کل روابط بینالملل وزارت کار

در سالهای اخیر، تنشهای ژئوپلیتیک میان ایران و اسرائیل بهویژه در حوزههای امنیتی و دیپلماسی منطقهای و بینالمللی افزایش یافته است. این تنشها در قالب حملات سایبری، عملیات اطلاعاتی، حملات به ناوگانهای تجاری و تأسیسات استراتژیک، ازجمله در سوریه و لبنان، نمود بیشتری داشته است. در ادامهی این تنشهای مستقیم، اول آوریل سال ۲۰۲۴ اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق حمله کرد. ایران نیز در همان ماه با استفاده از پهپاد و موشک به اسرائیل پاسخ تلافیجویانه داد.
اوج درگیریهای دو کشور اما به جنگ ۱۲ روزه ژوئن بازمیگردد. جنگ ۱۲ روزه، درگیری مسلحانهای بود که با مجموعهای از حملات غافلگیرکننده از سوی موساد و ارتش اسرائیل به ایران در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد. نیروهای اسرائیلی در شبیخون ناجوانمردانه و غافلگیرانه خود، در حالیکه مقامات ایران مشغول مذاکره با آمریکا بر سر موضوع برنامه هستهای ایران بودند، برخی فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هستهای ایران را ترور کردند و به سامانههای پدافند هوایی و برخی تأسیسات هستهای و نظامی ایران آسیب رساندند یا بعضاً آنها را تخریب کردند. ایران در پاسخ، موشکهایی را بهسوی پایگاههای نظامی و شهرهای اسرائیل شلیک کرد. در این میان ایالات متحده آمریکا علاوه بر دفاع از اسرائیل در برابر هجوم گسترده موشکها و پهپادهای ایرانی، در روز نهم جنگ با حمله به سه سایت هستهای ایران، حمایت خود از نیروهای اسرائیلی را کاملاً علنی نمود.
با یادآوری اینکه اقتصاد ملی ایران هنوز در برابر خسارات ۱۰۰۰ میلیارد دلاری جنگ هشت ساله با عراق، کمر راست نکرده است و با این امید که خداوند متعال و اندیشمندان و دولتمردان دوستدار واقعی ایرانزمین با اتخاذ تدابیر خردمندانه و خلاقانه، آتش جنگ خانمانسوز دیگری از دامن مام میهن و فرزندان آن دور دارند، این مقاله درصدد بررسی پیامدهای احتمالی حمله نظامی اسرائیل به ایران، بهویژه تأثیرات آن بر اقتصاد ملی، بخش کشاورزی و امنیت غذایی جمعیت ایران است. با توجه به حساسیت بخش کشاورزی و وابستگی آن به زیرساختهای حیاتی مانند انرژی، آب و حملونقل، هرگونه اختلال در این سامانهها میتواند بهسرعت به بحران امنیت غذایی منجر شود؛ لذا لزوم تحلیل پیشبینانه این سناریوها، نهتنها از منظر امنیت ملی، بلکه از دیدگاه اقتصادی و اجتماعی، ضروری به نظر میرسد.
پیشینه منازعات نظامی بر امنیت غذایی
مطالعات متعددی درباره تأثیرات جنگ، تحریم و بحرانهای امنیتی بر اقتصاد ایران انجام شده است. پژوهشهای مذکور نشان دادهاند که تحریمهای بینالمللی بهویژه در حوزه نفت و بانکداری، تأثیر شدیدی بر تورم، نرخ ارز و میزان سرمایهگذاری داخلی و جذب سرمایهگذاری خارجی داشتهاند. از سوی دیگر، مطالعات سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) بر اهمیت تضمین امنیت غذایی در شرایط بحران تأکید بیار دارد.
همچنین تحلیلهای ژئوپلیتیک از سوی مراکز بینالمللی مانند Chatham House و RAND Corporation نشان میدهند که در صورت وقوع یک درگیری نظامی در خاورمیانه، بخشهای حیاتی ایران ازجمله تأسیسات نفتی، پالایشگاهها و شبکههای انرژی آن در معرض خطر قرار خواهند گرفت. بااینحال در این مطالعات به تأثیرات جانبی حملات احتمالی نظامی بر بخش کشاورزی و امنیت غذایی کشور کمتر پرداخته شده است.
یادداشت زیر با تلفیق دادههای اقتصادی، کشاورزی و امنیتی، تأثیرات بالقوه سناریوی یک حمله نظامی احتمالی گسترده به ایران از سوی اسرائیل و آمریکا را بررسی و تحلیل مینماید.
روششناسی
این مقاله بر اساس پژوهشهایی با رویکردی تحلیلی-پیشبینانه (Scenario-Based Analysis) نوشته شده است. دادههای مورداستفاده در این نوشتار از منابع معتبر بینالمللی و داخلی شامل گزارشهای بانک جهانی، سازمان خواربار جهانی، مرکز آمار ایران و بانک مرکزی جمعآوری شده است. در این بررسی همچنین از روش تحلیل کیفی (تحلیل محتوا) و کمی (تحلیل روند اقتصادی و تولید کشاورزی) استفاده شده و سه سناریوی احتمالی برای حمله و درگیری نظامی در ایران در نظر گرفته شده است. پیامدهای هر سناریو بر اقتصاد، کشاورزی و امنیت غذایی نیز به قدر مکفی تحلیل شده است.
- سناریوی اول: حمله هوایی محدود به تأسیسات نظامی و هستهای
- سناریوی دوم: حمله گسترده به زیرساختهای حیاتی انرژی، بندری، حملونقل و ارتباطاتی.
- سناریوی سوم:درگیری طولانیمدت با مشارکت بازیگران منطقهای
بررسی سناریوهای احتمالی حمله نظامی اسرائیل به ایران
سناریوی اول: این سناریو به حمله هوایی محدود است که طی آن اهدافی مانند تأسیسات هستهای، پایگاههای موشکی، تأسیسات دفاعی و مراکز فرماندهی نیرویهای نظامی ایران به مدت چند ساعت تا چند روز موردحمله قرار میگیرند. پاسخ به چنین حملهای که با آسیبهای محدود همراه است، واکنش سیاسی و دیپلماتیک و نظامی قوی در پی خواهد داشت که به افزایش سطح تنشها منجر میشود.
سناریوی دوم: چنانچه نیرویهای متخاصم به مدت چند روز دست به حمله گسترده به زیرساختهای حیاتی و اهداف راهبردی مانند پالایشگاهها، نیروگاههای برق، بنادر اصلی کشور، شبکههای انتقال نفت و گاز و دکلهای ارتباطی مخابراتی بزنند، پیامد احتمالی آن در اختلال گسترده در روند تأمین انرژی و ارتباطات و کندی و توقف برخی فعالیتهای اقتصادی بروز خواهد نمود.
سناریوی سوم: در این سناریو که بسیار غیرمحتمل و دور از ذهن است، دشمنان مانند سناریوی اشغال عراق در سال ۲۰۰۱، با مشارکت برخی مزدوران منطقهای خود درامتداد برخی مناطق مرزی و بنادر جنوبی کشور، برای ورود کشور و اشغال برخی شهرهای مرزی مبادرت ورزند (مانند ماجرای اشغال ۵۷۸ روزه خرمشهر قهرمان). پیامد احتمالی چنین تهاجمی، بروز بحران انسانی، فرار جمعیت، کاهش و توقف تولید و کندی واردات خواهد بود.
تأثیرات احتمالی بر اقتصاد ملی ایران
هر یک از سناریوهای ذکر شده میتواند پیامدهای شدیدی برای اقتصاد ایران داشته باشد:
- کاهش تولید ناخالص داخلی (GDP): بر اساس برآوردهای بانک جهانی، تداوم اختلال در تأمین انرژی کشور میتواند رشد اقتصادی آن را ۴-۳ درصد کاهش دهد.
- تورم شدید: قطعی برق و سوخت، افزایش هزینههای تولید و توزیع، منجر به افزایش قیمت کالاها، بهویژه مواد غذایی میشود.
- نوسان نرخ ارز: بیثباتی سیاسی، فرار سرمایه و کاهش ارزش ریال
- توقف سرمایهگذاری داخلی و خارجی: فضای ناامن برای کسبوکارها
- افزایش بودجه دفاعی: کاهش منابع مالی برای توسعه اجتماعی و اقتصادی
تأثیر بر بخش کشاورزی
بخش کشاورزی ایران بهشدت به زیرساختهای حیاتی وابسته است. پیامدهای احتمالی بروز جنگ در هریک از سناریوهای فرضی پیشگفته، معضلات زیر را رقم خواهد زد:
اختلال در تأمین نهادهها
سوخت: تأمین دیزل برای تراکتورها و آبیاری با مشکل مواجه میشود.
کود و سم: توقف واردات یا تولید داخلی به دلیل قطعی برق و کندی حملونقل، به کمبود نهادههای مذکور در اقصی نقاط کشور منجر میشود.
انرژی: بیش از ۸۰ درصد چاههای آبیاری کشور که به برق وابستهاند، دچار قطعی برق شده و ایستگاههای پمپاژ آب و سیستمهای آبیاری مزارع و باغات کشور بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک (مانند کرمان، یزد، سیستان) دچار اختلال میشوند.
اختلال در زنجیره تأمین و توزیع
آسیبهای احتمالی به خطوط مواصلاتی و راهآهن ملی کشور و کمبود احتمالی سوخت در جایگاهها، مانع از انتقال نهادههای کشاورزی به مزارع و تحویل محصولات کشاورزی به بازارهای مصرف میشود و احتمال فساد محصولات فاسدشدنی (سبزیجات، میوه، لبنیات) را افزایش میدهد.
کاهش تولید محصولات استراتژیک
گندم: ایران در سال ۱۴۰۲ حدود ۱۴ میلیون تن گندم تولید کرده است. اختلال در مراحل کاشت و برداشت این محصول، در کنار تنشهای فزاینده آبی و کمبود منابع آبی میتواند خودکفایی در تولید گندم و سایر مواد خوراکی را بهطورجدی به خطر بیندازد.
برنج: مناطق شمالی (گیلان و مازندران) در صورت قطعی برق و سوخت، با کاهش شدید تولید مواجه خواهند شد.
پیامدهای احتمالی بر امنیت غذایی
نقض امنیت غذایی: بر اساس تعریف سازمان خواربار جهانی، امنیت غذایی به معنای دسترسی فیزیکی و اقتصادی تمام افراد به غذای کافی، ایمن و مغذی است. حملات نظامی گسترده و دامنهدار میتواند این اصل را بهشدت تهدید کند:
افزایش قیمت مواد غذایی: بر اساس آمار مرکز آمار ایران، در وضعیت بحرانی، قیمت گوشت، روغن و نان میتواند بهطور ناگهانی ۵۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یابد.
کاهش دسترسی خانوارهای کمدرآمد به مواد غذایی کافی: بیش از ۳۰ درصد جمعیت ایران که در شرایط فعلی نیز در معرض فقر غذایی قرار دارند (بانک جهانی، ۲۰۲۳) بر اثر بروز تنشهای نظامی احتمالی بهطورقطع دچار محرومیتهای غذایی مضاعف خواهند شد.
وابستگی بیشتر به واردات: در صورت کاهش تولید داخلی، واردات گندم و روغن افزایش مییابد که در شرایط تحریم و بیثباتی ارزی، این مسئله با چالشهای بسیار روبهرو است.
خطر قحطی در مناطق آسیبپذیر: مناطقی مانند سیستان و بلوچستان، خوزستان و جنوب کرمان به دلیل فقر، خشکسالی و ضعف زیرساخت، بیشترین آسیبپذیری را دارند.
نیاز به کمکهای بشردوستانه: در شرایط سختتر، ایران ممکن است به کمکهای بینالمللی از طریق WFP یا سازمانهای انسانی نیاز داشته باشد.
راهکارهای مقابله و تابآوری
برای کاهش آسیبپذیری در برابر چنین سناریوهایی، اقدامات زیر پیشنهاد میشود:
- تقویت خودکفایی غذایی: افزایش تولید گندم، برنج و روغن نباتی از طریق حمایت از کشاورزان و بهبود مدیریت آب
- ایجاد ذخایر استراتژیک غذایی: افزایش سهمیه ذخیره گندم و روغن به بیش از ۶ ماه مصرف داخلی با استفاده از ظرفیتهای بخش مردمی اقتصاد
- کشاورزی مقاوم در برابر بحران: توسعه کشاورزی هوشمند، گلخانهای و کمآببر
- تعمیر و نگهداری زیرساختهای حیاتی: ایجاد سامانههای پشتیبان انرژی (مانند نیروگاههای همراه تجدید پذیر) در مناطق کشاورزی
- برنامهریزی مدیریت بحران: تشکیل ستاد ملی مدیریت بحران در بخش کشاورزی و امنیت غذایی و اتکا به ظرفیتهای مردمی به جای فربه کردن پیکره شرکتهای ناتوان و زیانده دولتی و شبکه شرکتهای شبهدولتی رانتخور
- همکاری با سازمانهای بینالمللی: هماهنگی با سازمان خواربار جهانی و برنامه جهانی غذا برای برنامهریزی پیش از بحران
سخن پایانی
این مقاله نشان میدهد هرگونه حمله نظامی به ایران، حتی در قالب یک عملیات محدود، میتواند پیامدهای گستردهای بر اقتصاد ملی، بخش کشاورزی و امنیت غذایی داشته باشد. بخش کشاورزی به دلیل وابستگی به انرژی، آب و حملونقل، بسیار آسیبپذیر است و اختلال در هر یک از این زیرساختها میتواند بهسرعت به بحران غذایی منجر شود.
با توجه به اینکه ایران در منطقهای پرتلاطم جغرافیایی-سیاسی قرار دارد، لزوم توجه به امنیت غذایی بهعنوان یکی از ارکان امنیت ملی، بیشازپیش احساس میشود؛ بنابراین، دولت و نهادهای مسئول باید با برنامهریزی استراتژیک، ذخیرهسازی، تقویت تولید داخلی و ایجاد سامانههای تابآور، از آسیبپذیری کشور در برابر بحرانهای احتمالی نظامی بکاهند.
درنهایت هنوز پیشگیری بهتر و بسیار کمهزینهتر از درمان است. تقویت دیپلماسی و ادامه مذاکرات و حتی تعلیق فعالیتهای هستهای ایران به مدت چند سال و یا تولید مشترک اورانیوم با حضور سایر کشورها، همچنان بهترین راهکار برای حفظ صلح، امنیت و ثبات اقتصادی در ایران است. در نگاه اول هرگونه درگیری نظامی در فلات ایران با ابرقدرت مطلقی مانند آمریکا و ژاندارم لگامگسیخته او در منطقه خاورمیانه به بهانه حفظ و تداوم برنامه غنیسازی هستهای، قماری پاکبازانه است و با توجه به اینکه ایران بههیچوجه ًبرنامهای برای ساخت بمب اتمی ندارد، به نظر میرسد هیچ سطحی از غنیسازی و انباشت اورانیوم، ارزش به مخاطره انداختن کیان ایران و ایرانیان و خروج آنها از چنبره هزاری توی مشکلات جاری کشور را ندارد. چنانچه دولتمردان و نظامیان ما به گام زدن در مسیری که تاکنون سالهاست پیمودهایم، ادامه دهند، به همان مقصدی میرسند که تاکنون رسیدهایم، یعنی مجموعهای از ابر بحرانها که همافزایی نامبارک آن را در هیچکدام از کشورهای منطقه و جهان نمیتوان یافت.
زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز
به نظر میرسد در حالیکه تاریخ همیشه آبستن حوادث غیرمترقبه و پیشبینیناپذیر است، کمی شکیبایی و خردورزی و اجتناب از افتادن در تله جنگ و شیطنتهای شریرترین و خونریزترین رهبر اسرائیل از زمان تأسیس آن در سال ۱۹۴۵، سرانجام موجبات به پایان رسیدن دوره مصرف او و رئیسجمهوری فعلی آمریکا را فراهم خواهد آورد و امید داریم پس از آنها نیز خدای ایران و ایرانیان، ما را از شر همه دشمنان داخلی و خارجی دور نگاه دارد.




