ریشه مشکلات کیفیت در زنجیره تولید گندم، آرد و نان

یادداشتی ازمهندس سنادی زاده، مدیرعامل کارخانه آرد جوانه شوشتر

سالهاست که مشکلات کیفی گریبانگیر صنعت گندم، آرد و نان ایران را گرفته است و سال های بسیار طولانی است که عوامل موثر بر کاهش کیفیت به صورت مکرر در این صنعت مورد ارزیابی قرار گرفته و در تمامی سمینارها و همایش ها نیز سخنرانان این عوامل را مدام تکرار می کنند اما تاکنون هیچ تغییر اساسی در این صنعت رخ نداده است. با وجود ارتقای کیفیت در گندم های تولید داخل و همچنین بهبود شرایط در تجهیزات و ماشین آلات در خطوط تولید در سال های اخیر، متاسفانه مشکلات کیفی نان و میزان ضایعات تولید همچنان در همان ابتدای راه بوده و عملا گذشت زمان نتوانسته است به حل این مشکلات کمک نماید. در نوشته ذیل برخی از این عوامل مورد ارزیابی قرار می گیرد.

تاریخچه کاهش کیفیت در صنعت گندم و آرد و نان

پیش از انقلاب اسلامی ایران و تا زمان وقوع جنگ تحمیلی با توجه به دو عامل آزاد بودن تجارت گندم و آرد برای کارخانجات و همچنین تعداد محدود کارخانجات و نانوایان، مشکلات کیفی آنچنان بر این صنعت سایه نیافکنده و عموم مردم از کیفیت نان مورد استفاده و سایر محصولات تولیدی در این صنعت رضایت داشتند.

با آغاز جنگ تحمیلی و لزوم کنترل ارزاق عمومی و همچنین تامین ارزاق مورد نیاز جبه های جنگ، دولت وقت کنترل کشت، خرید و ذخیره سازی گندم را در دست گرفته و کارخانجات آرد و نانوایان به نظام سهمیه بندی وارد شدند. همچنین با توجه به یارانه پرداختی به این صنعت، لزوم نظارت در این چرخه نیز هر چه بیشتر مورد توجه قرار گرفت و کارخانجات آرد سازی عملا به عنوان پیمان کاران دولت در قبال تولیدات سهمیه بندی شده خود، دستمزد دریافت می کردند.

در این نظام هیچگونه انتخابی به کارخانجات آرد سازی و نانوایان داده نشده و تمامی مواد اولیه و محصول تولیدی در کنترل و نظارت دولت قرار داشت که این امر با منطق زمانه کاملا همخوانی داشته و عبور از بحران ان زمان جز به شکل ذکر شده ممکن نبود اما پس از اتمام جنگ تحمیلی و آغاز دوران صلح و سازندگی و کاهش بحران مذکور هیچگونه تغییری در ساختار این صنعت صورت نگرفته و تا سال های طولانی بعد از این دوره نیزبه همین منوال ادامه داشت و این نظام را می توان آغاز کاهش کیفیت در این چرخه نامید چراکه باید شرایط برای تولید آرد در ایران بهبود یابد اما بدون هیچ تغییری همچنان دراختیار دولت قرار داشت و هیچگونه حق انتخاب و یا اعمال سلیقه و هیچ انگیزه ای برای رقابت و یا رسیدگی به کیفیت گندم، ماشین آلات تولید آرد و یا نحوه پخت نان وجود نداشت.

در سال های انتهای دهه ۸۰ و آغاز دهه ۹۰ برنامه ریزی دولت برای کاهش تصدی بر این صنعت و آغاز آزاد سازی در این تجارت بارقه امیدی را در کارخانجات آرد سازی و صنعت نان ایجاد نمود و فعالیت ها و برنامه ریزی ها و سرمایه گذاری ها در این صنعت آغاز شد اما متاسفانه هیچگونه تغییری در کیفیت تولیدات صورت نگرفت، عمده مشکلات موجود در مسیر ارتقای کیفی ذیل عنوان میگردد:

 

١- تحلیل و تصمیم گیری جزیره ای مشکلات

صنعت گندم و آرد و نان یک زنجیره تامین کاملا وابسته به اجزای آن است و هر یک از حلقه های این زنجیره تامین به صورت کاملا موثر و دارای تاثیر مستقیم بر کیفیت تولیدات حلقه های بعدی خواهد بود. تحلیل مشکلات این صنعت در تمام این سال ها به شکل جزیره ای صورت گرفته و هر یک از حلقه های این زنجیره به شکلی مستقل و بدون توجه به تاثیر آن بر حلقه های بعدی صورت گرفته و هر تغییری در سیاست ها و فرایند های حلقه های این زنجیر بعضا تاثیرات معکوس بر تولیدات سایر بخشهای این صنعت داشته است و ارتقای کیفیت را سخت و هزینه بر نمودهاست.

راه حل این معضل گرد آوری اطلاعات مرتبط و نیازهای هر یک از حلقه های این زنجیر و تحلیل کاملا کارشناسانه آن ها و ارائه راهکارهای بلند مدت با تکیه بر علم و تجربه و همچنین خطاهای پشین است. به طور حتم عملکرد بر مبنای دستور العمل و همچنین تحلیل مشکلات و ارائه راهکار از جانب نظامه ای دولتی بصورت کوتاه مدت و متغیر نمی تواند راه حل مشکلات باشد.

 

٢- تصمیمات و یا راهکارهای دستوری اما خلق الساعه:

شاید کمتر صنعتی در جهان و یا سایر صنایع داخلی به اندازه صنعت گندم و آرد و نان، دارای دستور العمل های مختلف و زیاد بوده که بعضا نقض دستورات دیگر نیز می باشد. ارائه راهکارهای غیر کارشناسی از جانب افراد در نظام های دولتی و همچنین عدم رعایت اولویت ها همواره صنعت را دچار تغییرات دائمی و بعضا کوتاه مدت در دستور العمل ها نموده و در طول این سالها قدرت برنامه ریزی را از کارخانجات گرفته و هزینه های هنگفتی را بر آن ها تحمیل نموده است اما بازخورد های دریافت شده هیچیک نشانی از بهبود شرایط درخود ندارند.

لازم است با برنامه ریزی بلند مدت و و روشن ساختن دورنمای یک صنعت مساعد و کارآمد با تدوین کلیات مورد نظر دولت و ارائه آن ها به کارگروه های مرتبط به هم و کاملا کارشناسانه، جزییات را برنامه ریزی نموده و مسیر رشد و ارتقای کیفی را بصورت مشخص و با ثبات طی نمود.

 

٣- تصمیمات غیر کارشناسی :

آنچه باعث تغییرات در تصمیم گیری ها و همچنین عدم رشد و ارتقای کیفی در محصولات این صنعت می گردد ناشی از تصمیمات غیر کارشناسی توسط افرادی با عدم شناخت از این صنعت است. تصمیمات اتخاذ شده در این صنعت بعضا به دلیل تغییرات در شرایط حاکم بر جامعه و استقرار شرایطی جدید نیازمند تغییرات هستند که به طور حتم این امر لازم است اما باید بخاطر داشت که تغییرات فقط در جزئیات برنامه ها مورد پذیرش بوده و نباید تصمیمات کلان را تحت تاثیر خود قرار دهد.

کشور جمهوری اسلامی ایران سالهاست که شرایط مختلف را تجربه نموده است که از ان جمله جنگ تحمیلی، تحریم، بحران اقتصادی، تورم، افزایش بهای ارز های خارجی، رکود اقتصادی، قاچاق و سایر اتفاقات دیگر است و این انتظار می رود که تجربه کافی برای اخذ تصمیمات کلان با توجه به همه احتمالات فوق وجود داشته باشد تا کمترین میزان تغییرات در برنامه ها دیده شود اما در حال حاضر عدم کارشناسی در همه ابعاد این صنعت به وضوح دیده می شود و از زمان کشت گندم که دستور العمل های خرید صادر می گردد، هرساله مواردی جدید که به دور از  کارشناسی و بدون توجه به تبعات ناشی از آن صادر می گردد تا انتهای این حلقه که نانوایان هستند را تحت الشعاع قرار می دهد. این تصمیمات در حوزه فن آوری نیز خصوصا در بخش پخت نان وجود داشته و همه ساله به قصد کاهش ضایعات نان، نانوایان را وادار به تغییرات عمده در تجهیزات و نحوه پخت نموده که ثمره آن چیزی جز کاهش کیفیت و همچنین کاهش ارزش تغذیه و افزایش ضایعات نان نداشته است.

 

۴- سوار بر موج :

متاسفانه در ایران و فرهنگ ایرانیان پدیده جاری شدن موج و به دنبال آن موج سواری یک عده همواره وجود داشته است که این امر نیز با برخی از تصمیمات بدون تفکر و سریع برایاین صنعت عجین شده است. امواجی مانند سیلوسازی، تغییرات در تکنولوژی، مواد بهبود دهنده، تجهیزات آزمایشگاهی، تولید نان های حجیم و نیمه حجیم و صنعتی و مثال هایی از این دست در طول زمان هزینه های بسیاری را بر بدنه این صنعت وارد آورده است که با وجود مثبت بودن تفکر اولیه متاسفانه در نهایت ابتر مانده و بسیاری از هزینه های صورت گرفته بدون کارآمدی لازم رهاشده اند.

در این امر که برخی از این تصمیمات در زمان خود لازم و ضروری بوده است، هیچگونه شبه ای وجود ندارد اما باید توجه داشت که اگر فرایند تولید نان در این کشور در ذات خود دارای تفکر کیفیت باشد، بسیاری از موارد ذکر شده خود به خود در ذهن فعالان این زنجیره تامین خطور نموده و به انجام می رسد، در حالیکه این امور بدون ایجاد موج و حجمه صورت گرفته و هرگونه هدر رفتن سرمایه و زمان را نیز منتفی می نماید.

اینکه ارگان های تصمیم گیرنده در زمان هایی خاص اقدام به پر رنگ نمودن  یک بخش از نیازهای این صنعت نموده و سرمایه ها را به سمت یک هدف خاص سوق می دهند، عملا منجر هدررفتن بخش عمده ای از این سرمایه ها خواهد شد در حالی که هر فعالی در این صنعت خود میداند که برای تولید کیفی و مناسب به چه زیرساخت هایی نیاز داشته و در فضای رقابتی خودبه خود به صرف هزینه صحیح برای تقویت این زیر ساخت ها خواهد پرداخت که بهترین راه حل اینگونه مشکلات ایجاد فضای آزاد و در عین حال رقابتی برای تولیدات این صنعت بوده که در عین حمایت دولتی و بانکی از این صنعت موارد را به انتخاب فعالان این صنعت واگذار نموده و از ایجاد یک موج جلوگیری به عمل خواهد آمد.

 

۵-  فرهنگ نادرست مصرف:

ایجاد یک فرهنگ در جامعه عموما به زمان طولانی نیاز دارد و به همین منوال تغییر آن نیز زمان زیاد و هزینه بالایی را طلب خواهد نمود. متاسفانه در فرهنگ مصرف نان در ایران تفکرات و فرهنگ نادرست مصرف مانند ترجیح دادن نان های روشن و سفید، عدم استقبال از نان های حجیم و نیمه حجیم، مصرف تعداد زیاد نان و مواردی از این دست رایج شده اند و به همین دلیل برای رضایت مصرف کنندگان باید تمامی روش های تولید و پخت را تغییر داده که بسیاری از این روش ها با ذات گندم و آرد موجود در ایران همخوانی نداشته و علاوه بر نارضایتی در حلقه های میانی زنجیره تامین گندم و آرد و نان در نهایت منجر به عدم رضایت مصرف کنندگان خواهد شد. باید توجه داشت که تغییر فرهنگ نادرست و جایگزینی فرهنگ صحیح مصرف نیازمند به صرف زمان و هزینه بالایی می باشد و این فرهنگ سازی عموما از توان شرکت ها و سازمان ها در بخش خصوصی خارج است که لازم است دولت در این امر یاری رسان بوده و از طریق رسانه ها در یک دوره طولانی مدت به نشر فرهنگ صحیح مصرف اقدام نماید.

در زمان تصمیم برای کاهش ضایعات نان و ایجاد کارخانجات نان صنعتی برای تولید نانهای حجیم و نیمه حجیم با توجه به عدم توانایی تولید کنندگان برای تغییر فرهنگ مصرف وعدم اقدامات فرهنگی و اطلاع رسانی از جانب دولت، این طرح عملا با شکست مواجه شده و نان های حجیم و نیمه حجیم در افکار مصرف کنندگان همان نان فانتزی محسوب شده و مصرف انها با اقبال مواجه نشد. همچنین نمی توان فرهنگ ترجیح نان های روشن و سفید را که در مدت زمانی حدودا ده ساله بدلیل گلایه نانوایان از کیفیت ارد در زمان سهمیه بندیتولید ایجاد شده و در ذهن مصرف کنندگان وارد شده است را یک ساله از ذهن آن ها خارج نموده و عادت های مصرف را عوض نمود.

 

۶- چه باید کرد؟

نخستین گام در امر بهبود کیفیت صنعت گندم، آرد و نان برنامه ریزی بلند مدت و کاملا کارشناسی است. برنامه ای با گذشت زمان دچار تغییرات محیطی یا سلیقه ای نگردد و تمامی نیازهای این صنعت را برآورد نموده و با توجه به زیرساخت های کشور به انتخاب روش های کشت و تولید آرد و انتخاب نان مناسب و همچنین تهیه تجهیزات و استانداردهای مورد نیاز پرداخت. در گام بعدی لازم است سیاست های تصدی گری دولت مورد ارزیابی مجدد قرار گرفته و زمینه برای آزاد سازی این تجارت فراهم گردد. تولید کنندگان و مصرف کنندگان باید حق انتخاب داشته و مواد اولیه اعم از گندم و یا آرد در این صنعت به راحتی در دسترس باشد.

لازم است قیمت گذاری به نحوی باشد تا تولید کنندگان از سود منطقی برخوردار گردند که این امر می تواند در ارتقای کیفیت بسیار موثر باشد همچنین مواردی مانند قاچاق و یا ورود مواد اولیه و محصولات در بازارهای غیر رسمی نیز به راحتی قابلیت کنترل خواهد داشت. زمینه های تجارت بین الملل در این صنعت باید به راحتی صورت پذیرت و واردات گندم و صادرات آرد برای کارخانجات به نوعی کابوس مبدل نگردد. در صورت رواج صادرات می توان به راحتی از ظرفیت خالی کارخانجات برای ارزآوری استفاده نموده و علاوه بر کسب درآمد بیشتر برای تولید کنندگان می توان به راحتی قاچاق محصولات را کنترل نمود.

لازم است کلیه تصمیمات در کارگروه هایی صورت پذیرد که کاملا به صورت تخصصی، علمی و اصولی به حل مشکلات پرداخته و دستور العمل های کامل و بدون نیاز به تغییراترا برای بهبود شرایط تولید در این صنعت صادر نماید، علاوه بر آن لازم است قوانین و مقررات دست و پا گیر پیشین نیز مورد ارزیابی قرار گرفته و به درستی لغو گردند. در نهایت لازم است مجموعه این صنعت به صورت واحد ارزیابی گردد و از تحلیل جزیره ای و حلقه های جدا از هم اجتناب نمود و جایگاه این صنعت را هر چه سریع تر به سمت وسوی آزاد سازی و خروج از تصدی گری دولت سوق داد.

 

قبلی نگاهی به عوامل افزایش آرد در سبوس و راهکارهای کاهش آن
بعدی سامانه سبوس؛ لازم اما ناکافی!

بدون دیدگاه

پاسخ خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.