تفسیر مفهومی دیاگرام به عنوان یکی از دغدغه های مهم آسیابانان

یادداشت از محمد حسن زارعین، دیاگرامیست

موضوع دیاگرام و فهم زوایای آن از دیر باز از دغدغه‌ های اصلی آسیابانان بوده است. در این مقاله سعی می‌کنیم هدفی کلی از دیاگرام را ترسیم کرده و بخش‌های تفکیکی و ارتباط آنها را به اختصار بیان کنیم.

در بحث مشروط سازی به صورت آگاهانه به گندم زمان و رطوبت می‌دهیم تا اهدافی را که در آسیاب به دنبال آن هستیم، محقق کنیم. هنگامیکه گندم در والس برک اول شکافته می‌شود از اجزای به دست آمده از گندم سه جزء مختلف بلغور، مغز و ارد خارج می شود. آرد در هر مرحله از سیستم به شکل کاهشی جدا می‌شود تا انواع آردها و سبوس در انتها شکل بگیرد.

فلسفه دیاگرام با پیشرفت بار بین زنجیره ای از دستگاه‌ها ادامه می یابد و در واقع بخش‌های تفکیکی دیگری نیز در آسیاب شکل می‌گیرد. دو بخش اساسی که در ابتدای شکست گندم به وجود آمده، بلغور و مغز گندم است که مسیر حرکتی و ارتباطی آن را بررسی می‌کنیم.

بلغور

بلغور در فلوشیت و دیاگرام بندی در مسیر برک ها جریان می یابد. جدا سازی آرد نرم چسبیده به تراشه ی سبوس به لحاظ ژنوتیپ گندم، تقریبا نرم و حاوی مواد معدنی، پروتئین‌ها، لایه آلرون، ویتامین ها، آنزیم‌ها و غیره است بنابراین جدا سازی آرد به تنهایی و با فشار والس هایی که دارای غلطک شیار دار می باشد، کمی سخت و ریسک پذیر است. بنابرین از برن فینیشر ها که وظیفه تراشیدن لایه سبوس را دارند استفاده کرده و تا حد امکان لایه داخلی سبوس را تراش می‌دهیم. هر چه از ریز کردن سبوس پرهیز کنیم و لایه تراشی کنیم کیفیت آرد نهایی بهتر و رنگ آرد روشن تر خواهد بود.

بنابرین دو بخش مهم درگیر با هم در قسمت بلغور والس های برک و برن فینیشرها هستند. در ادامه عملیات آردکشی حاصل از برن فینیشرها و گرد سست حاصل از میکروسیکلونها در صورت عدم مدیریت می‌تواند دردسرهای بزرگی ایجاد کند پس بواسطه DF/DBR و با کمک از پاساژ گریدر دوم (dive2) سعی می‌کنیم ماکزیمم آرد موجود را از خط خارج کنیم چرا که نرمی بیش از حد آرد در این بخش اگر به سیستم سرایت کند مشکلات زیادی را برای آسیابان در الک و بار ریز والس ایجاد می‌کند و در نهایت آرد در سبوس از نشانه های بارز ضعف در این بخش است که در والس کالکشن دوم تشدید و در نهایت والس های انتهایی و پاساژهای مربوطه درگیر شده و استحصال سبوس بالا می‌رود.

از مهمترین اجزای نرم گندم که در دیاگرام شکل می‌گیرد، بار حاصل از فیلتر پنوماتیک است که همراه بار حاصل از برن فینیشرها حتما باید مدیریت شده و آردکشی کامل در این بخش شکل بگیرد.

مغزها

تیپ متنوعی از مغزها در شکست گندم شکل می‌گیرد. گریدر اول ( dive1) حاوی میزان زیادی آرد است که به لحاظ فضای کم در پاساژهای B1/B2 بدون ورود به والس ابتدا آردکشی می‌شود، مغزهای بدست آمده در این بخش در واقع ریز ترین مغزهای موجود در دیاگرام هستند که قابلیت تولید آرد با کیفیت بالا را دارا هستند.

دو تیپ دیگر از مغزها ( مغزهای درشت و میانه) ابتدا به وسیله پیوریفایرها خالص سازی شده و سبوس و جوانه از آن جدا می‌شود و قسمتی از مغز که درجه دو محسوب می‌شود وارد والس های ریداکشن مکمل مثل  C1b و C2b می‌شوند.

در این مرحله مهمترین وظیفه آسیابان شکل می‌گیرد؛ به این معنا که با قدرت تمام آسیابان باید برای مغزهای تمیزی که برای آن برنامه ریزی کرده آرد سفید و با کیفیت بگیرد، همچنین والسهای مکمل نیز باید مدیریت شوند تا حداکثر آرد سفید ممکن گرفته شود و ذرات ریزتر سبوس را ب سمت سیستم برک هدایت کنند.

در واقع کالکشن اول در دیاگرام جمع کننده پسماند حاصل از عملیات والس های ریداکشن است. بطور کل عواملی که در این بخش می‌تواند برای آسیابان چالش ساز باشد، عدم مدیریت و آرد کشی از مغزهاست که بیش از نیمی از دانه را تشکیل داده است.

اگر نتوانیم به میزان کافی آرد سفید در این بخش استحصال کنیم بزرگترین مشکل در کالکشن اول را شاهد خواهیم بود قسمتی که مرز جابجایی بار بین ریداکشن ها و برک هاست. در نهایت در والس های ریداکشن میانی حجم بار قابل ملاحظه ای خواهیم داشت که تا انتهای دیاگرام پیش خواهد رفت.

هر چقدر به انتهای آسیاب نزدیک شویم از خلوص مغزها کاسته شده و بار والس چرک و سبوس دار می‌شود و قسمتی که سبوس زیاد باشد، والس صاف قدرت نرم کردن آن را نخواهد داشت چراکه سبوس به نسبت مغز در برابر خرد شدن مقاومت دارد. در نهایت امر میزان سبوس افزایش یافته و این مساله با درشت کردن توری‌های انتهایی هرگز اصلاح نمی شود. از نشانه های بارز این نقص می‌توان به حجم مغزهای داخل سبوس اشاره کرد که فرصت آسیاب برایشان فراهم نشده است.

در انتها و برای جمع بندی از مباحث فوق مساله بسیار مهمی را واکاوی می کنم که همان دلایل افزایش سبوس است. هنگامیکه سبوس را با شیکر آزمایشگاه تفکیک می کنیم هر قسمت از سبوس گویای مساله ای است که باید به درستی بررسی شود تا مشکل مشخص شود.

اگر روی توری ۴۷۵ سبوس کمتر از تقریبا ۵۰ درصد باشد گویای این مساله است که والس های برک در انتها روی تست میل نیست و برای فرار از افزایش سبوس رول ها سفت شده که اینکار اتفاقا درصد تولید سبوس را بالا خواهد برد.

والسهای برک تحت هر شرایطی باید روی تست میل باشند. اگر پشت پرکهای سبوس آرد چسبیده باشد؛ این موضوع نشان از نقص در چیدمان برن فینیشر هاست یا تعداد آنها کم یا بشدت ضعیف هستند. در واقع آرد پشت سبوس همان آرد پنهان در آزمایش آزمایشگاه است که یکی از عوامل استحصال بالای سبوس است.

اندازه ذرات زیر ۴۷۵ تا ۱۸۰ عمدتا نشان از عملیات b4f + b5f  است. اگر در این بخش مغزهای درشت نشکسته وجود داشته باشد حتما مقداری آرد به شکل مستتر وارد سبوس خواهد شد و عمدتا این نقص از ضعف در پاساژ های کالکشن c4 و c7 شروع شده و به والس های برک فاین ختم می‌شود.

وجود ذرات آندوسپرم ۱۸۰ تا ۱۲۵ نشان از عدم کارکرد مناسب در ریداکشن هاست و در این قسمت هم به شکل مخفی مقداری آرد وارد سبوس می‌شود.

و در انتها چیزی که همیشه ترس از افزایش آن وجود دارد و تنها بخش آشکار آرد در سبوس است، ذرات زیر ۱۲۵ میکرون می باشد. وقتی مقدار آن زیاد می‌شود نشان دهنده حجم بار در پاساژ انتهایی است که دلایل متنوعی از جمله عملیات نامناسب آرد کشی در ریداکشن ها و همچنین عملیات ناقص در سیستم برک ها و برن فینیشرهاست.

در قسمت انتهایی که پاساژهای Middle هستند، حجم زیادی بار از دو سمت بهم می رسند و وقتی به والس های آخر نگاه می‌کنیم، می‌بینیم لیوانی اکثر والس های آخر پر هستند و این نقص جدی در دیاگرام است. بنابراین هیچوقت فقط آرد در سبوس ( زیر ۱۲۵ میکرون )  ملاک کار دیاگرامیست نیست. آنالیز سبوس در آزمایشگاه و بررسی تفکیک دانه بندی می‌تواند نشانه های زیادی به ما بدهد ک آسیاب را اصلاح کنیم.

قبلی سفارش های مازاد و غیر واقعی در سامانه های فروش آرد باید مورد بازبینی قرار گیرد
بعدی صنعت غلات ایران نیازمند یک اتاق فکر دائمی و قوی است

۱ دیدگاه

  1. ۱۳۹۸-۰۶-۲۸
    پاسخ

    باسلام خدمت استاد زارعین مطالبی مفید وآموزنده بودنهایت استفاده از تجربه جنابعالی شد ..

پاسخ خود را بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.